اعراب :
لام در « ليكفروا » لام نتيجه است . و التفات از غيبت به خطاب به جهت مبالغه است .
تفسير :
تا در نتيجه به آنچه به آنها دادهايم كفران كنند ، يا عاقبت و سرانجام نجات ايشان اين باشد كه كافر شوند به آنچه به ايشان عطا فرموديم .
فَتَمَتَّعُواْ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ . . . : پس اى اهل كفر و كفران ، از نعمتهاى دنيوى چند روزى برخوردار شويد . به زودى خواهيد فهميد كه عاقبت و عقوبت كفر و كفران چيست .
( آيهء 35 ) أَمْ أَنزَلْنَا عَلَيْهِمْ سُلْطنًا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُواْ بِهِى يُشْرِكُونَ
لغت :
برخى گفتهاند : « سلطان » جمع « سليط » است ، مانند « رغيف » و « رُغفان » و « قفيز » و « قُفزان » و اگر اين طور باشد جايز است كه هم ضمير مذكر به آن برگردد به اعتبار معنى جمع ، و هم ضمير مؤنث به آن برگردد به اعتبار معنى جماعت .
اما مشهور آن است كه مفرد باشد و در تفسير هم ما مفرد معنى كردهايم .
تفسير :
يعنى : آيا بر كافران كتابى يا حجّتى فرستادهايم كه با آن به صحّت مذهب خود استناد كنند ، پس آن كتاب يا حجّت ، به صحّت شرك آنها تكلم نمايد ، به اين معنى كه دلالت آن به قدرى واضح باشد كه گوييا ناطق است و سخن مىگويد ؟
و يا به نفع خدايان و اربابى كه به سبب آنها شرك مىورزند تكلم كند .
مراد آن است كه مشركان و مخالفانِ دين حق براى تصحيح دين خود دليلى و حجتى ندارند كه به آن استدلال كنند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 297
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٩٧