را پيروى كردند نباشيد .
مراد مشركاناند كه دين اسلام را گذاشته گروهى بتپرست ، جمعى آفتابپرست ، عدهاى ستارهپرست ، فرقهاى يهودى ، فرقهاى نصرانى و گروهى مجوسى شدند .
كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ : هر گروهى به دينى كه نزد ايشان است شادماناند ؛ زيرا به گمان باطلشان حق نزد ايشان است .
[ ناسپاسى بشر در برابر خداوند ]
( آيهء 33 ) وَ إِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْاْ رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَآ أَذَاقَهُم مّنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مّنْهُم بِرَبّهِمْ يُشْرِكُونَ
تفسير :
و چون سختى و زيانى از فقر و بيمارى و بلا يا مطلق شدّت و حوادث به مردم برسد كه درمانند و مضطر شوند ، با تضرع و زارى ، پروردگار خود را با حالت انابه و بازگشت به سوى او و بر وجه انقطاع و اخلاص بخوانند و توجّه خود را از غير او باز دارند .
سپس چون خداوند از جانب خود رحمتى - از آسانى يا صحّت و يا توانگرى يا رفع هر حادثه و بليه - به ايشان بچشاند و عطا كند و ايشان از آن شدّت و سختى رهايى و نجات يابند ، ناگاه گروهى از ايشان به پروردگارشان شرك مىورزند .
تنبيه : آيهء شريفه تذكّر است بر ناسپاسى و حقناشناسى انسان ؛ زيرا عقل سليم به وجوب شكر منعم حكم نمايد . بنابراين در مقابل اعطاى رحمت از راحتى يا سلامتى يا توانگرى يا دفع بلا و سختى ، بايد سپاسگزارى كنند و عبادت و طاعت الهى را پيش گيرند ؛ لكن نوع انسانها خلاف مقتضاى عقل رفتار نموده به جاى شكر ، كفران ، و به عوض اطاعت و بندگى ، معصيت و سرپيچى از فرمان خدا را پيش گيرند ؛ چنانچه مىفرمايد :
( آيهء 34 ) لِيَكْفُرُواْ بِمَآ ءَاتَيْنهُمْ فَتَمَتَّعُواْ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ