حكم عقل و وجدان در نظرم آراسته و جلوهگر شد .
قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِى الْحَيَاةِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَّن تُخْلَفَهُ
يعنى : موسى گفت : اى سامرى ، از ميان مردم بيرون رو ، بىترديد براى تو به عنوان كيفر در تمام زندگى دنيا اين حال خواهد بود كه بگويى تماسى نيست .
گفتهاند : مراد اين است كه بگويد : اى مردم با من تماس جسمى نگيريد . مراد آن كه امراض مسرى و ويروسهاى خطرناك در جسمش پيدا شده بود كه با اندك تماس سرايت مىكرد و در وهلهء اول سبب تب مىگرديد . و يا آن كه جسمش مستعد دريافت هر خطر بود كه اين عبارت را مىگفت . و محتمل است مراد تماس روحى باشد كه حالت روانى ترس و وحشت و تنفر از انسان پيدا كرده بود و از همه كس مىترسيد و اين جمله را مىگفت .
و اى سامرى ، بىترديد براى تو وعدهگاهى است كه هرگز مورد تخلف از آن قرار نمىگيرى . مراد ميعاد زمانىِ روز قيامت و يا ميعاد مكانى محكمهء الهى است كه هيچ يك قابل تخلّف نيست .
وَانظُرْ إِلَى إِلهِكَ الَّذِى ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفاً لَّنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِى الْيَمِّ نَسْفاً
يعنى : و اى سامرى ، حال بنگر به سوى آن معبودت كه لايزال ملازم او بودى و دورش مىچرخيدى كه سوگند به خداوند ، آن را مىسوزانيم ، سپس آن را در دريا مىپاشيم چه پاشيدنى !
مراد از سوزاندن ، تنها آب كردن طلا نيست بلكه شمشها را همانند خاك و شِن خُرد مىكنيم و آن را به عنوان ابطال ادعا و تحقير معبود تو و عبرت هر مشرك و كافر در همه جاى دريا مىپراكنيم .
إِنَّمَا إِلهُكُمُ اللَّهُ الَّذِى لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَىْءٍ عِلْماً
اين آيه نيز تتمهء كلام موسى با سامريان است .
يعنى : جز اين نيست كه معبود شما اللَّه است ، ذات يگانهاى كه واجد همهء كمالات و عارى از هر عيب و نقص است ، خدايى كه علم او بر همه چيز وسعت دارد . يعنى احاطهء علمى او بر هر چه كه صلاحيت تعلّق علم دارد همانند احاطهء وجودى و توانى و رحمتى
تفسير روان (فارسى) — صفحة 99
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٩٩