لغت و اعراب :
ملك به تثليث ميم : سلطه و قدرت ، مال و ثروت . موعدك اضافهء مصدر به مفعول است يعنى مَوعِدَنا ايّاك . أوزار جمع وِزر : بار ، گناه . عِجل : گوساله . جسداً بدل از عجلًا . خُوار : صداى گوساله .
تفسير :
قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَلكِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَاراً مِن زِينَةِ الْقَوْمِ
يعنى : گفتند : اى موسى ، ما از وعدهاى كه به تو داديم به توان و اختيار خود تخلّف نكرديم و لكن بارهايى از زر و زيور فرعونيان بر دوش ما قرار گرفت و بر عهدهء ما بود . . .
مراد از اوزار ، انبوه زينتآلات است كه بنىاسرائيل پيش از خروج از مصر براى حضور در عيد خاصشان از فرعونيان به عاريت گرفته بودند . و ممكن است مراد زر و زيورآلات مردانه و زنانه باشد كه پس از غرق فرعونيان در دريا و افتادن اجسادشان در ساحل از آنها برگرفته بودند و نظير غنيمتهاى جنگى بود . و اطلاق « اوزار » به لفظ جمع به خاطر زيادى آن به اندازهء بار چندين اسب و استر بود ، زيرا بنىاسرائيل قريب ششصد هزار نفر بودند . و ممكن است اوزار به معناى گناهان باشد ، يعنى گناهانى از ناحيهء فرعونيان بر دوش داريم ، زيرا آنچه گرفتيم عاريه است يا غنايم جنگى كه در آن عصر حرام بود .
فَقَذَفْنَاهَا فَكَذلِكَ الْقَى السَّامِرِىُّ
يعنى : پس اى موسى ، ما همهء آنها را در آتش افكنديم - براى آن كه گناهان ما ريخته شود - و همين طور سامرى نيز آنچه داشت در آتش افكند .
بايد دانست كه از مجموع كلام در اين مقام چنين برمىآيد كه ريختن زيورآلات در آتش از اغوائات سامرى بوده كه از آنها مجسمهء گوساله بسازد ، و آنچه را كه او خود ريخته محتمل است خاكى بوده كه از اثر پاى جبرئيل يا اسب او گرفته بوده و اين اندازه از حيات را در مجسمهء گوساله ايجاد كرده كه صداى گوساله درمىآورده است .
فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَداً لَّهُ خُوَارٌ
تفسير روان (فارسى) — صفحة 93
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٩٣