جواب محذوف شرط است ، بهتقدير « فهو غنىٌّ عن الاجهار » . اللَّه لا إله ؛ « اللَّه » مبتدا ، « لا إله » خبر اول و « له الأسماء » خبر دوم است .
[ خداشناسى ]
تفسير :
تَنزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّماوَاتِ الْعُلَى
يعنى : اين قرآنِ فرو فرستاده شده از جانب كسى است كه اين زمين و آسمانهاى بالاتر آفريده است . « 1 » مراد از آسمانها كرات فوق احصا و بىشمار جوّى است كه در ديدگاه ماست و همه در مرتبهء فوق ما و بالاتر از ما مشاهده مىشود . و ممكن است مراد ، آسمانهاى هفتگانه به اصطلاح شرع باشد ، يعنى طبقات وسيع محيط بر يكديگر كه همهء كرات جوّى مورد مشاهدهء ما زينت نخستين آنهاست . و در اين آيه سخن از آفرينش خود آسمان و زمين است بدون تعرض به مالكيت و تدبير و بدون ذكر محتواى آنها .
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى
يعنى : خداى رحمان بر عرش - بر سرير وجود و تخت هستى - مستولى و برقرار است .
كنايه از اين كه او داراى سلطهء حقيقى و احاطهء توانى و علمى بر همهء اشيا است و زمام تدبير و ادارهء امور و ابقا و افناى اشيا در دست قدرت اوست .
پس مراد از عرش ، مقام و مرتبت الهى و ربوبى است كه تدبيرات جهان هستى از آنجا برمىخيزد . و اما عرش معروف در اذهان يعنى تخت سلطنتى مجسم در زير قبّه و بارگاه ساختمانى ، بىترديد در اينجا مراد نيست ، زيرا خدا خود جسم نيست تا بر جسم نشيند و در محيط مكانى درآيد .
لَهُ مَا فِى السَّماوَاتِ وَمَا فِى الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَرَى
يعنى : آنچه در آسمانهاست ( از فرشتگان و پريان و ارواح طيّبه و موجودات ديگر كه جز او از كمّ و كيف آنها آگاه نيست ) و آنچه در اين زمين است ( از انسانها و اجنّه و حيوانات و آبها و كوهها و گياهان و غيره ) و آنچه در ميان آندو است يعنى ميان زمين و
هامش
( 1 ) . ظاهراً عُلى در اينجا معناى تفضيلى ندارد بلكه به معناى بسيار بالاست .