يعنى : سپس آن سايه را به سوى خويش به تدريج و آرامى برگرفتيم . يعنى سايهء ممتد غربى را به واسطهء بالا بردن خورشيد تا آن گاه كه بالا سر اجرام برسد به آرامى برمىگيريم تا نابود و ناپديد شود .
وَهُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الَّيْلَ لِبَاساً وَالنَّوْمَ سُبَاتاً وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُوراً
يعنى : و اوست آن كه شب را براى شما لباس كرد يعنى كارهاى فردى و اجتماعيتان را كه مىخواستيد در معرض ديد عموم نباشد همانند لباس ساتر بدن بپوشانيد ، و خواب را وسيلهء استراحت ، و روز را سبب پراكندهشدن مجتمع بشرى به سوى كارهاى مختلف زندگى خود قرار داد .
وَهُوَ الَّذِى أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَىْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّماءِ مَاءً طَهُوراً
يعنى : و اوست آن كه بادها را مژدهدهندگانى جلوتر از رحمت خود فرستاد ، و از آسمان بالاى سرتان آبى پاك و پاككننده نازل كرديم .
اين جمله تفسير كلمهء رحمت است و در آن التفات از غيبت به تكلّم است براى بيان عظمت نعمتِ اعطا شده . و باران ، طهور است يعنى خود بذاته پاك است و جزء اعيان نجس و پليد جهان نيست ، و علاوه پاككنندهء هر جسم قابل طهارت است كه به واسطهء تماس با اعيان نجسه ، متنجّس و آلوده شده است و پاككنندهء هر روانى از مؤمن كه به واسطهء حدث اكبر يا حدث اصغر آلوده و پليد شده است و هر روانى از مؤمن كه در آستانهء ورود به محضر معبود و در آغاز سفر اخروى قرار دارد .
لِنُحْيِىَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً وَنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَاماً وَأَنَاسِىَّ كَثِيراً
يعنى : آب طهور نازل كرديم تا به وسيلهء آن بلدهء ميّت را زنده كنيم . بلده شهر و روستاست . و غرض آن كه باران نازل كرديم تا شهرها و روستاها را كه به جهت خشكيدن نهرها و درختان و مزارع و مراتع آنها همانند زمين مرده و بىآب و علف شده بود ، حيات بخشيم . و نيز آن آب را از ميان انبوه آفريدههاى خود به چهارپايان و انسانهاى بىشمار بنوشانيم .
ذكر انعام براى اهميت و مورد نياز بودن آنهاست و گرنه خداوند آب را به همهء حيوانات زمينى و هوايى مىنوشاند و زندگى همه توقف بر آب دارد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 339
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٣٩