عمدهء سخن استشهاد به نبوت موسى و كتاب اوست ، آن را مقدم ذكر كرده و دنبال آن به عاقبت سوء مكذّبين پرداخته است و واو عاطفه در ( وجعلنا معه ) دلالت بر ترتيب ندارد .
وَقَوْمَ نُوحٍ لَمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَاباً أَلِيماً
يعنى : و قوم نوح را نيز هلاك كرديم و در آب غرق نموديم آنگاه كه همهء پيامبران مرسل را تكذيب نمودند . ( نسبت تكذيب همهء مرسلين به قوم نوح به لحاظ اين است كه تكذيب پيامبر در حكمِ تكذيب همه است ، زيرا همه از جانب يك مبدأ و مبلّغ يك دين و آيين الهىاند . و يا آن كه قوم نوح وَثَنى بودهاند كه به كلى مسألهء نبوت و رسالت از جانب حق را منكر بودهاند چنان كه در آيهء 91 انعام به اين عقيدهء باطل و خرافى اشاره شده است . ) و ما آنها را براى مردم جهان آيت قرار داديم . يعنى كيفيت هلاكت و قصهء غرق در آب و نابودى دستهجمعى آنها را براى جهانيان نشانهء عظمت و قدرت و علامت پند و عبرت قرار داديم . و براى ستمكاران علاوه بر آنچه در دنيا به آنها مىچشانيم در آخرت نيز عذابى دردناك آماده كردهايم .
وَعَاداً وَثَمُودَا وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُوناً بَيْنَ ذلِكَ كَثِيراً
يعنى : و ملت عاد كه قوم هود بودند و قوم ثمود كه امت صالح بودند و اصحاب رسّ و جمعيتهاى بسيارى را در فواصل ميان اين اقوام يعنى از زمان نوح تا رسّ نابود كرديم .
در اصحاب رسّ اختلاف زياد است و محتمل است كه قوم شعيب باشند كه همه بتپرست بودند . و گفته شده : ملتى بودند كه پيامبرشان را در چاهى كه دورش سنگچينى نبوده افكندند و كشتند و از اين رو اصحاب رسّ ناميده شدند .
وَكُلّاً ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلّاً تَبَّرْنَا تَتْبِيراً
يعنى : و براى هريك از اين گروهها كه هلاك نموديم مثالها زديم ، يعنى قصههاى عجيب از گذشتگان و ملاحم و اخبار از آيندگان و توصيف بيمدهنده و اميدبخشنده آورديم . لكن هيچيك در آنها اثر نكرد و از اين رو هريك را به نوعى شكستيم و قطعهقطعه كرديم . اشاره به عذابهايى است كه براى هريك در اين كتاب كريم بيان شده است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 334
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٣٤