اعراب :
قولَ المؤمنين خبر كان ، و ان يقولوا اسم كان بهتقدير « قولهم » . يتّقه اصلش يتّقيه بوده كه ياء دوم حذف شده « 1 » و كسرهء قاف نيز براى تخفيف حذف شده . جَهد أيمانهم بهتقدير « يجهدون جهد أيمانهم » . طاعة معروفة مبتداى خبر محذوف است بهتقدير « خيرٌ و أفضلُ » .
[ سوگند نخوريد ]
تفسير :
إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنا وَأَطَعْنَا وَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
يعنى : جز اين نيست كه سخن مؤمنان هنگامى كه در مورد نزاع يا اختلافات ديگر به سوى خدا و فرستادهاش دعوت شوند تا پيامبر خدا در ميان آنها داورى كند اين است كه مىگويند : شنيديم و اطاعت كرديم . و اينانند كه رستگارند .
مراد اين است كه مقتضاى ايمان مؤمن و سزاوار مقام او اين است كه در مقابل هر دعوتى به سوى حق سمعاً و طاعةً گويند .
وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ
يعنى : و كسانى كه از خدا و فرستادهء او اطاعت كنند و از خداوند بترسند و از او پروا كنند آنهايند كه كامياباند .
وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُل لَّا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَّعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ
يعنى : اى پيامبر ، آنها سوگند به خدا خوردند به سختترين سوگندهاى خود كه اگر آنها را امر كنى حتماً بيرون مىشوند ، يعنى اگر دستور خروج به جهاد و يا خروج از خانه و زندگى دهى امتثال مىكنند . به آنان بگو : سوگند نخوريد ، بلكه طاعت نيكو و انجام عمل در موارد لزوم بهتر است . يعنى آنچه تكليف شرعى و عقلى است اقدام عملى است نه انشاى قسم . و خدا به آنچه انجام مىدهيد آگاه است .
هامش
( 1 ) . به خاطر مجزوم بودن .