الزَّانِيَةُ وَالزَّانِى فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِى دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ « 2 » الزَّانِى لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ « 3 »
تفسير :
الزَّانِيَةُ وَالزَّانِى فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ
اين آيه شروع به آيات بيّنات و بيان نخستين آنهاست .
يعنى : زن زناكار و مرد زناكار ، هر يك را صد تازيانه بزنيد .
نكاتى را بايد دانست :
يك - ظاهر امرِ « فاجلدوا » خطاب به همهء انسانهاست ، ولى حقيقتاً خطاب به حكّام است يعنى كسانى كه ولىّ امر جامعهء اسلامىاند از معصومين و منصوبين آنها ، زيرا آنها مىتوانند بدون مفسده حدود و تعزيرات الهى را جارى كنند .
دو - حكم آيه مطلق و شامل هر زناكار است ، لكن طبق روايات معتبره در فقه اسلامى ، اين حكم با چندين شرط منجّز مىشود : اول آنكه همسر نداشته باشد . دوم آنكه محرم يكديگر نباشند . سوم آنكه زنا به عنف و اجبار از طرف مرد نباشد . چهارم آن كه زناى مرد كافر با زن مسلمان نباشد . پنجم آن كه هر دو يا يكى برده نباشند ، زيرا آنها حكم ديگرى دارند شديدتر از اين حكم يا خفيفتر .
سه - جهت مقدم شدن زن بر مرد در اين جا بر خلاف سنّت الهى در جاى ديگر اين كتاب مبارك اين است كه در تحقق زنا ميان مرد و زن ، دخالت زن بيشتر است هم از نظر زيادى نيروى شهوت در زن و هم اين كه رضاى او دخيلتر است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 272
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٧٢