لغت و اعراب :
كأيّن مركب از كاف تشبيه و أىّ مفيد تكثير است . « 1 » قريه : مجتمع انسانى و مساكنمجتمع .
و هى ظالمة حال است از مفعول أهلكناها . فهى خاوية ضمير مؤنث راجع است به قرية به نحو استخدام . و بئر و قصر عطفاند به قرية . مَشيد : مرتفع و مستحكم .
تفسير :
فَكَأَيِّن مِن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ
فاء تفريع مبيّن اين است كه آيه در مقام بيان مصاديقى از « فكيف كان نكير » است . يعنى : چه بسيار از مجتمعهاى انسانى است كه ما آنها را در حالى كه ستمكار بودند هلاك نموديم و در نتيجه خانههاى آنان بر سقفهاى خود فروريخت ، يعنى به وسيلهء نزول عذاب ابتدا سقف خانهها فرود آمد سپس ديوارها بر روى سقفها فرو ريخت . و چه بسيار از چاههاى آب كه پس از هلاكت مجتمع معطّل گشت و چه بسيار از قصرها و كاخهاى مرتفع و مستحكم بىصاحب و خالى از سَكَنه ماند .
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِى الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِى فِى الصُّدُور
يعنى : پس آيا آنان - مشركان و كفّار - در روى اين زمين سير نمىكنند كه در نتيجهء ديدن خانههاى خراب و ويران و آثار عذابهاى نازل شده براى آنها دلهايى پيدا شود كه بدان وسيله در توحيد خداوند و شئون آن بينديشند و گوشهايى كه بدان وسيله دعوت انبيا و پند و اندرز آنها را بشنوند . و حقيقت اين است كه چشمهاى ظاهرى انسان كور نمىشود و لكن دلهايى كه در ميان سينههاست كور مىگردد ، يعنى كفّار در دنيا چنيناند .
هامش
( 1 ) . گفته شده : قول درستتر آن است كه كأيّن مركب نيست بلكه اسم مبنى بر سكون است به معناى كمِ خبريه .