جهنم خواهند داشت هرگز عجله در درخواست عذاب نمىكردند .
بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ
يعنى : بلكه آتش جهنم بر آنها بغتةً و ناگهانى مىرسد به گونهاى كه آنها را مبهوت و متحير مىسازد كه نه توان ردّ آن را خواهند داشت و نه به آنها مهلت داده مىشود يعنى مهلت در ابتداى شمول آتش يا در اثناى آن براى تنفس .
و ممكن است فاعل « تأتيهم » قيامت باشد و آيه استدراك از آيهء 38 ، يعنى آنها سؤال وقت قيامت نكنند و كسى آن را نمىداند ، بلكه بغتةً و ناگهانى خواهد رسيد و همه را مبهوت خواهد كرد ، پس نه مىتوانند از آن جلوگيرى كنند و نه آنها را مهلت بقا در دنيا مىدهند .
وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِءُونَ « 41 » قُلْ مَن يَكْلَؤُكُم بِالَّليْلِ وَالنَّهَارِ مِنَ الرَّحْمنِ بَلْ هُمْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِم مُّعْرِضُونَ « 42 »
لغت و اعراب :
حاقَ به العذاب - از باب ضَرَب - : احاطه نمود و حلول كرد . استهزاء : تحقير و كوچك كردن قدر ، و سخريه : ذليلكردن و ذليلشمردن از ريشهء سخر ، و هر دو به يك معنا استعمال مىشود . ما كانوا « ما » موصوله است . كلأه - از باب مَنَع - : حفظ كرد او را .
تفسير :
وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِءُونَ
آيه در مقام تسلّى و تقويت قلب پيامبر اسلام و تهديد دشمنان اوست .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٤٠