لغت و اعراب :
هذه اشاره است به دعوت به سوى توحيد ، أدعو إلى اللَّه بيان مشارٌ اليه است . أنا تأكيد است از فاعل أدعو ، و مَنِ موصول عطف است به آن . نوحى إليهم و من أهل القرى صفت رجالاند . أفلا تعقلون عطف است به قل هذه سبيلى .
تفسير :
قُلْ هذِهِ سَبِيلى أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِى وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ
يعنى : اى پيامبر ، بگو : اين راه من است كه من و هركس از من پيروى كرده جامعهء بشرى را از روى بصيرت و بينايى به سوى خداوند دعوت مىكنيم ، و خداوند منزه و پاكيزه است از اين كه شريكى داشته باشد ، و من هرگز اهل شرك نيستم .
مراد از « على بصيرة » اين است كه دعوت من بر پايهء منطق و معجزات كافى و ارائهء كتاب آسمانى و عرضهء شريعتى باقى و خالد است .
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِى إِلَيْهِم مِنْ أَهْلِ الْقُرَى
اين آيه پس از بيان كيفيت دعوت پيامبر و يارانش كه بر پايهء بينش و اتقان دعوت و بدون پاداش است ، در ذكر قواعدى است كلى با ايجاز تمام دربارهء رسالت پيامبران .
يعنى : و ما پيش از تو نفرستاديم مگر مردانى از اهل شهرها و روستاها را كه به آنها وحى مىكرديم .
همهء پيامبرانى كه پيش از تو براى هدايت مجامع بشرى مبعوث كردهايم تنها اين نيست كه در انجام وظايف ابلاغ از كسى پاداشى نطلبيدهاند ، بلكه سنّت سنيّهء الهى طبق مصالح عاليهء نظام تشريع ، بر اين بوده كه همهء آنها مرد بودهاند نه از صنف زنان ؛ انسان بودهاند نه از جنس فرشته يا پريان ؛ شهرى يا روستايى بودهاند نه از باديهنشينان ، تا با مردم خوش بجوشند و آزادانه اجتماع كنند ، يكديگر را خوب بشناسند و مأنوس شوند و همرنگ گردند تا مسئلهء ابلاغ و تربيت و تعليم و تزكيه ، نيكو انجام يابد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٨٩