خود انسان است به لحاظ آن كه كرهء زمين كه انسان در آن ساكن است در جوّ بىتناهى سير مىكند و از كرات و آيات جوى عبور مىنمايد .
[ شرك خفى اكثر مسلين ]
وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلّا وَهُم مُشْرِكُونَ
يعنى : و بيشتر آنان - مشركان و اهل كتاب - به خدا ايمان نمىآورند مگر در حالى كه مشركاند . يعنى در جنب اعتقاد به وجود مبدأ اعلى براى موجود ديگرى نيز وجود استقلالى يا قدرت و سلطه و تصرف استقلالى قائلاند ، مانند بتپرستان ، و قائلين به بنوّت عُزَير و عيسى بن مريم ، و قائلين به دختران خداوند از فرشتگان ، و معتقدان به ارباب انواع .
و اين شرك ، شرك اعتقادى و كفرآور است .
و محتمل است مراد از ضمير « أكثرهم » اعم از كفار و مؤمنان باشد ، و مراد از شرك مؤمنان شرك در طاعت باشد . يعنى بيشتر مؤمنان نيز همراه اعتقاد به خداوند ، از ديگران نيز مانند شيطانهاى جنّى و انسى اطاعت مىكنند . و اقليتِ در مقابل اينها معصومان و صالحاناند كه از طاعت غيرخدا مىپرهيزند .
أَفَأَمِنُوا أَن تَأْتِيَهُمْ غاشِيَةٌ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
يعنى : پس آيا آنها ايمن و خاطرجمع شدهاند از اين كه عذاب فراگيرى از عذابهاى خدا به سوى آنها بيايد ؟ ! يعنى عجيب است كه چگونه ايمناند ! و عذاب فراگير مانند زلزله ، صاعقه ، سيل ، قحطى ، بيمارىهاى خطرناك گوناگون ، هجوم دشمن ، سلطهء اشرار و غيره . و يا آن كه آيا ايمناند از اين كه روز قيامت ناگهان به آنها برسد در حالى كه بىخبر و غفلتزدهاند ؟ !
قُلْ هذِهِ سَبِيلي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ « 108 » وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِم مِنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَفَلا تَعْقِلُونَ « 109 »