بلافاصله بينا گرديد . ( مراد از بشير در اينجا محتمل است يهوذا فرزند بزرگ يعقوب باشد يعنى همان كه پيراهن خونين يوسف را در روز اول پيش پدر آورد و از مرگ او خبر داد . و محتمل است شخص ديگرى از برادران يا غير آنها باشد كه قافلهء كنعان او را جلوتر از خود براى رساندن مژدهء حيات يوسف و پيدا شدن و به سلطنت مصر رسيدنش فرستادهاند ) .
يعقوب گفت : آيا من به شما نگفتم كه من از جانب خداوند ، يعنى به وحى و الهام ، آنچه را كه شما نمىدانيد مىدانم ؟
قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ « 97 » قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ « 98 »
تفسير :
قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ
كاروان يازده نفرهء مصر يعنى فرزندان يعقوب به كنعان رسيدند . آنها هرچند خبر بسيار بزرگ و مسرتبخشِ پيدا شدن يوسف و به سلطنت رسيدن او و دستور حركت خاندان يعقوب به سوى مصر را آورده بودند ، لكن اعضاى كاروان به جز بنيامين ، روشن شدن تمام ماجراى چهل سالهء پشت پرده و حقايق تلخ آن ايّام و بروز دروغها و فريبهاى كردارشان ، آثار خجلت را در قيافهء همه و عرق شرم را در پيشانىشان ظاهر كرده بود . از اين رو پيش از آن كه پدر يا غير او چيزى بگويد ، همگى يكصدا زبان به اعتذار گشودند .
معناى آيه : گفتند : اى پدر ما ، براى ما نسبت به گناهان ما ، از خداوند طلب آمرزش كن ، كه ما سخت خطاكار بودهايم .
قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّى إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
يعنى : يعقوب گفت : به زودى براى شما از پروردگارم طلب آمرزش مىكنم ، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 81
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٨١