يعنى : پس از صدور فرمان سجده ، همهء فرشتگان بدون استثنا بهسجده افتادند مگر ابليس پدر بزرگ و جدّ اعلاى ابليسها و شيطانها كه او از سجدهكنندگان نبود .
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ « 12 »
لغت و اعراب :
ألّا تسجد ، « لا » زائده است و « مِن » مقدّر ، و تقدير كلام « ما منعك من أنتسجد » . و اولى اين است كه منَعَ به معناى حمَلَ باشد بهتقدير « ما حملك على أن لاتسجد » .
تفسير :
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِى مِن نَّارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طِينٍ
يعنى : خدا به او فرمود : چه چيز تو را مانع شد از اينكه سجده كنى ؟ يا هنگامىكه من تو را فرمان دادم چه چيزى وادارت كرد بر اينكه سجده نكنى ؟ ابليس گفت : من از او بهترم ؛ زيرا مرا از آتش آفريدى و او را از گِل آفريدى .
اين سخن شيطان به شكل برهان ، و برخى از مقدماتش پنهان است . و غرضش اين است كه پس از مقدماتى ، بهترى و رجحان خود بر آدم را ثابت كند و نتيجه بگيرد كه دستور سجدهء من بر او مخالف عقل است .
مقدمهء اول : من از آتشم ، او از گِل و خاك .
مقدمهء دوم : آتش بهتر از گِل است .
مقدمهء سوم : توليد شدهء از بهتر ، بهتر از توليد شدهء از پست است .
نتيجه : پس من از آدم بهترم .
نتيجه : امر من به سجدهء او خلاف عقل است .
مفسران گفتهاند كه : مقدمهء اول صحيح است ، زيرا خدا فرموده : خَلَقَ
تفسير روان (فارسى) — صفحة 20
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٠