داشت چيزى براى آن حضرت بخرد و از طرفى گمان مىبرد كه خريدنش براى او مجاز نيست ، تا اينكه اميرالمؤمنين از او پرسيد :
حارث تو را چه شده است ؟
عرض كرد : اينها پول است كه همراه دارم ولى نمىتوانم براى شما آنچه را كه مايلم بخرم !
فرمود : مگر من به تو نگفته بودم : خودت را براى من ، بيرون از خانه به زحمت نيندازى و اين از چيزهايى است كه در خانهات موجود است .
( مؤلّف ) مىگويم : حارث اخبار و روايات زيادى دارد كه ما آنها را در بخش اصحاب اميرالمؤمنين در مسند آن حضرت آوردهايم ، او رواياتى از امام حسن عليه السلام نقل كرده است كه ما در باب معاشرت به شمارهء : 1 و بخش زندگى به شمارهء : 1 و باب انفاق به شمارهء : 1 و بخش مواعظ به شمارهء : 17 و 21 نقل كرديم .
42 - حبيببن عمر
به اين عنوان در كتابهاى رجال حديثى ، شرحى نديدم ، و در تهذيب التّهذيب آمده است : ابوعبداللَّه حبيببن ابى عمر قصّاب حمانى غلام كوفى ايشان .
بخارى مىگويد : وى از على عليه السلام پانزده حديث نقل كرده است ، به قولى او در سال 142 در گذشته است .
ظاهر مطلب آن است كه اين شخص غير از حبيب بن ابى عمرى است كه در كتاب ابن حجر آمده است زيرا كه وى از راويان اميرالمؤمنين عليه السلام است ، و روايت وى را از امام حسن عليه السلام ما در باب