56 - امام مجتبى عليه السلام مىگويد : « بر اميرالمؤمنين عليه السلام در وقتى كه ابن ملجم او را ضربت زده بود وارد شدم ، ديدم در حال جان دادن است ، با ديدن حال وى بى تابى كردم ! فرمود : آيا جزع و فزع مىكنى ؟ عرض كردم : چگونه بى تابى نكنم درحالى كه شما را با اين حال مىبينم ! فرمود : آيا چهار خصلت را به تو نياموزم كه اگر آنها را پاس بدارى بدان وسيله به رستگارى برسى ، و اگر از دست بدهى هر دو دنيا را از دست دادهاى ؟
پسرم ! هيچ سرمايهاى بزرگتر از عقل نيست و هيچ تنگدستى بمانند نادانى نيست ، و هيچ ترسى و وحشتى بدتر از خودخواهى ، و هيچ خوشى لذّتبخشتر از خوشخويى نيست . » « 1 »
57 - فرمود : « هيچ ستمگرى را شبيهتر به ستمديده از آدم حسود نديدم . » « 2 »
58 - و نيز فرمود : « آنچه را كه از دنيا جستى و هرگز به آن نرسيدى ، به منزلهء چيزى بدان كه هرگز به دلت خطور نكرده است ، و بدان كه جوانمردى قناعت و رضايت بيشتر از جوانمردى بخشندگى است ، و انجام كار نيك واحسان بهتر از شروع آن است » « 3 » .
59 - كسى از امام مجتبى عليه السلام راجع به عاق والدين پرسيد ، فرمود :
« آن است كه پدر و مادر را محروم كنى و آنها را از خود برانى » « 4 » .
60 - آوردهاند كه پدرش اميرالمؤمنين عليه السلام به وى فرمود : « برخيز خطبه بخوان تا من سخن تو را بشنوم !
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - بحارالأنوار : 78 / 111 .
( 4 ) - همان .