كشتهاى در صفّين كه برايشان مىگرييد و كشتهاى در نهروان ، كه خونخواهى ايشان را داريد !
اما گريه كننده كه جدا شده و عقب مانده است و امّا آنكه در پى جنگ است مىخواهد انتقام خون مقتول خويش را بگيرد ! » . ( پس هيچكدام براى خدا و دفاع از دين نمىجنگيد ! سپس فرمود : )
« امّا معاويه ، به چيزى فراخوان است كه عزّت و انصافى در آن نيست ! بنابراين اگر مىخواهيد زندگى كنيد ، پيشنهاد او را مىپذيريم و چشممان را بر خس و خاشاك مىبنديم ولى اگر طالب مرگ هستيد ، در راه خدا جان دهيم و او را حاكم قرار دهيم ! » همهء آنها يك صدا فرياد برآوردند : ماماندن و زندگى را مىخواهيم ! « 1 »
48 - از حسنبن على عليهما السلام نقل كرده ، مىفرمايد : « كار نيك آن است كه پيش از انجام آن ، امروز و فردا كردن و پس از انجام منّت گذارى ، نباشد ، و بخل آن است آنچه انفاق مىكنى تلف شده بدانى و آنچه در دست دارى مايهء شرف و عزّت شمارى ! » « 2 »
49 - و فرمود : « هر كه نيكيهايش را بشمارد كرم و بزرگواريش از بين رفته است » « 3 »
50 - و نيز فرمود : « وفاى به عهد و پيمان استمرار و دوام بزرگوارى است . » « 4 »
51 - مجلسى از حسنبن على عليهما السلام نقل كرده است ، مىفرمايد :
« كسى كه عقل ندارد ادب ندارد ، شخص بى همّت جوانمردى ندارد ،
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار : 44 / 21 .
( 2 ) - بحارلأنوار : 74 / 417 .
( 3 ) - بحارلأنوار : 78 / 111 .
( 4 ) - همان .