بگو : « كَفى بِسَمْعِ اللَّهِ وَ اعياً لِمَنْ دَعا وَلامَرمى و راءَ امرِ اللَّهِ لِرامٍ رَمى » بس است شنوايى خدا را كه درخواست هر درخواست كننده را مىشنود ، و پس از فرمان خدا هيچ تيراندازى را نمىرسد كه تير اندازى كند . « 1 » ( كنايه از اينكه بدون مشيّت خدا هيچ اتفّاقى نمىافتد ) .
39 - در حديث مرفوعى تا جبير بن هبير به نقل از پدرش آمده است ، مىگويد : به مدينه رفتم ، حسن بن على عليهما السلام را ديدم ، مىفرمود : اختيار سران عرب در دست من بود با هر كس صلح مىكردم ، صلح مىكردند و با هر كس مىجنگيدم ، مىجنگيدند من به خاطر خشنودى خدا و حفظ خون مسلمانان آن را واگذاردم . « 2 »
40 - اربلى روايت كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ديد حسن بن على عليهما السلام دارد مىآيد ، عرض كرد : خدايا او را سالم بدار و از ناحيهء او ديگران را در امان نگهدار ! « 3 »
41 - در حديث مرفوعى تا ام الفضل نقل است ، مىگويد : به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم عرض كردم : در عالم خواب ديدم ، عضوى از اعضاى بدن شما در خانهء من است ؟ فرمود : خوابى كه ديدهاى خير است ؛ دخترم فاطمه پسرى به دنيا مىآورد و تو او را شير مىدهى از شيرى كه خانهء شوهرت قثم ( بن عباس ) خواهى داشت ، بعدها از شير قثم او را شير داد . « 4 »
42 - در حديثى كه به سليمان هاشمى مىرسد به نقل از پدرش آورده است ، مىگويد : ما نزد هارون الرّشيد بوديم ، سخن از على بن ابى طالب به ميان آمد ، هارون گفت : تودهء مردم تصوّر مىكنند كه من
هامش
( 1 و 2 و 3 و 4 ) كشف الغمّه : 1 / 523 .