دهد . « 1 »
35 - طبرسى به نقل از زينب دختر ابى رافع ، مىگويد : فاطمه عليها السلام با دو پسرش ؛ حسن و حسين عليهما السلام نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در همان بيمارى كه به رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم انجاميد ، آمدند ، و عرض كرد : يا رسول اللَّه ! اين دو پسران شمايند ، چيزى به اينها ارثيّه مرحمت كن !
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : امّا هيبت و آقائيم از آنِ حسن ، و اما بخشندگى و شجاعتم مال حسين باشد .
و اين خبر با آن چه محمد بن اسحاق روايت كرده موافق است ؛ مىگويد : هيچ كس به آن حدى از شرافت نرسيد كه حسن بن على عليهما السلام پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رسيد ، بر در سرايش فرشى براى او مىگستردند ، وقتى كه بيرون مىشد و بر آن فرش مىنشست ، راه بسته مىشد و هيچ كس از خلق اللَّه به خاطر احترام و تجليل او مرور نمىكرد ( و همه مجذوب ديدن او شده و مىايستادند ! ) وقتى كه مىدانست ( راه بسته شده ) بلند مىشد و داخل خانه مىرفت ، پس مردم عبور مىكردند .
من خود در راه مكه ديدم كه از مركبش پياده شد و به راه خود ادامه داد ، هيچ كس از مردم نماند مگر اينكه پياده شدند و رفتند ، حتى سعد بن ابى وقّاص را ديدم كه از مركبش پياده و در كنار او پياده روى مىكرد . « 2 »
36 - اربلى مىگويد : از جمله فضايل آن حضرت كه همهء كُتُبِ صِحاح نقل كردهاند ، و اسناد آن را قبول دارند ، روايت مرفوعى است از ابوبكره ، مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را ديدم در حالى كه حسن بن
هامش
( 1 و 2 ) - اعلام الورى : ص 210 .