گفت : من او را ديدم چنين مىكرد ، از كار او بدم آمد ، پس همان شب در خواب ديدم گويى كه در خواب جگرم از دهانم بيرون مىريزد ! « 1 »
5 - ابن ابىشيبه از قول صفيه نقل كرده ، مىگويد : از حسنبن على عليهما السلام راجع به گربه پرسيدم ، فرمود : او از اهل خانه است ( يعنى نجس نيست ) . « 2 »
6 - همو از وكيع نقل كرده ، مىگويد : حسنبن على عليهما السلام فرمود : « از عطا شنيدم كه دربارهء گربهاى كه ظرف را مىليسد ، هفت بار مىشويند ! » « 3 »
7 - همو از اسماعيل بن ابى خالد از قول پدرش نقل كرده ، مىگويد :
من يك بدهى داشتم خدمت حسنبن على عليهما السلام رسيدم ، او را جستم تا يافتم ، از حمام بيرون آمده بود در حالى كه اثر حنا در ناخنهايش بود و كنيزش حناها را وسيلهء شيشهاى پاك مىكرد ! « 4 »
8 - همو از حكيمبن جابر نقل كرده ، مىگويد : پدرم كنيزمان را خدمت حسنبن على عليهما السلام براى كارى فرستاد ، ديده بود كه او وضو گرفت و با يك تكه پارچهاى پس از وضو گرفتن سروصورتش را پاك كرد ، گويا آن كنيز از اين كار بدش آمده بود ، همان شب در عالم خواب ديد گويى كه او را با سيلى مىزنند ! « 5 »
9 - و نيز از يزيدبن ابىزياد نقل كرده است كه حسنبن على عليهما السلام در پيراهنش خونى را ديد ، پس آن را درون آب خيس كرد ، سپس آن را
هامش
( 1 ) - المصنّف : 1 / 183 .
( 2 ) - المصنّف : 1 / 31 .
( 3 ) - المصنّف : 1 / 32 .
( 4 ) - المصنّف : 1 / 145 .
( 5 ) - المصنّف : 1 / 148 .