« إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ »
را نازل كرد كه كوثر رودى است در بهشت و همچنين
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ »
را فرمود : پس از من بنى اميه زمام امور را به دست مىگيرند ! » « 1 »
5 - همو از ابوالغريف عبيداللَّه بن خليفه نقل كرده ، مىگويد : ما در پيشاپيش سپاه حسنبن على عليهما السلام دوازده هزار جان بر كف در « مسكن » بوديم كه از شمشيرمان به خاطر آمادگى براى جنگ و قتال شاميان خون مىچكيد و ابوعمره طه نيز در جمع ما بود .
همين كه خبر صلح حسنبن على عليهما السلام به ما رسيد گويى كه از شدّت خشم كمر ماها شكست و چون حسنبن على عليهما السلام به كوفه در آمد ، مردى از جمع ما به وى گفت : - بعضى گفتهاند : ابوعامر سفيانبن ابى ليلى و ابن فضل مىگويد : او سفيان الّليل بود - سلام بر تو اى كسى كه مؤمنان را خوار كردى !
راوى مىگويد : امام عليه السلام در پاسخ او فرمود : « اى ابوعامر ! اين حرف را نزن ! من خوار كنندهء مؤمنان نيستم ، بلكه من نخواستم كه شما را به خاطر سلطنت به كشتن دهم ! » « 2 »
6 - و نيز از فضيل بن مرزوق نقل كرده ، مىگويد : مالك بن ضمره نزد حسنبن على عليهما السلام آمد و گفت : سلام بر تو اى كسى كه روى مؤمنان را سياه كردى ! ! فرمود : « اى مالك ! چنين نگو كه من چون ديدم مردم بجز گروهى شايسته ، اين دين را ترك گفتهاند ، ترسيدم كه مؤمنان از زمين برچيده شوند و خواستم كه روى زمين كسى باشد تا
هامش
( 1 ) - شرح حال امام حسن عليه السلام : ص 198 .
( 2 ) - شرح حال امام حسن : ص 200 .