وصف كنندگان بشرى به كنه عظمت اونرسند و گمان و وهم بر انديشهء اجراى امر او نپردازد .
نه دانشمندان با همهء ادراكاتشان و نه انديشمندان به چگونگى تدبير امورش برسند .
داناترين خلق او را در صفتى محدود نسازد . او چشمها را مىبيند ولى چشمها او را نمىبينند و او بسى لطيف و داناست !
بارى ، براستى كه على عليه السلام درى است كه هر كه از آن در وارد شود در امان است و هر كه بيرون رود كافر است !
من اين سخن را مىگويم و براى خودم و شما از خداوند طلب مغفرت مىكنم .
على عليه السلام پس از شنيدن اين سخنان ، از جا بلند شد و پيشانى او را بوسيد ، سپس فرمود :
« و آنها فرزندان و دودمانى هستند كه بعضى از بعضى ديگر گرفته شدهاند و خداوند شنوا و داناست « 1 » » « 2 » .
18 - عبدالرّزاق از ابن سيرين نقل كرده است كه حسنبن على عليهما السلام فرمود : اگر شما ما بين جالوس تا جابلق « 3 » را بنگريد ، مردى را جز من و برادرم ( امام حسين ) پيدا نخواهيد كرد كه جدّش پيامبر صلى الله عليه و آله باشد ، و بيقين من مىبينم كه شما پيرامون معاويه جمع شدهايد در حالى كه من نمىدانم شايد آن آزمايشى براى شما و بهرهاى موقّت باشد ! » « 4 »
هامش
( 1 ) - آل عمران / 34 .
( 2 ) - بحارالأنوار : 43 / 350 و 351 .
( 3 ) - راجع به اين دو واژه با اختلاف در حروف ، از منابع مختلف ، در اوايل همين كتابتوضيحاتى داديم ، به پاورقى آنجا مراجعه شود - م .
( 4 ) - المصنّف : 11 / 452 .