زنهار مبادا در مورد من خونى ريخته شود ، مرا در قبرستان مسلمين ( بقيع ) دفن كنيد ! مىگويد : چون درگذشت ، حسين عليه السلام و تمام دوستدارانش مسلح شدند ، ابوهريره عرض كرد : تو را به خدا سوگند مىدهم و به حرمت وصيت برادرت كه اين قوم ( بنىاميه ) تو را نخواهند گذاشت مگر اينكه خونى در بين شما بريزد ! مىگويد :
همچنان گفتم تا اينكه برگشت ، سپس او را در قبرستان بقيع به خاك سپردند .
ابوهريره گفت : آيا معتقديد كه اگر پسر موسى را بياورند تا با پدرش دفن كنند مردم مانع شوند ، ستم كردهاند ؟ گفتند : آرى ، گفت :
پس اين هم كه پسر پيامبر خداست آوردهاند تا با پدرش دفن كنند ! و نيز از ابوهريره نقل كرده است كه روز دفن حسنبن على مىگفت : خدا مروان را بكشد كه گفت : من نمىگذارم پسر ابوتراب را در كنار رسولخدا صلى الله عليه و آله دفن كنند درحالى كه عثمان را در بقيع دفن كردهاند .
گفتم : مروان ! از خدا بترس و دربارهء على چيزى جز خير نگو ! پس تو گواه باش كه من از رسولخدا صلى الله عليه و آله در جنگ خيبر شنيدم ، مىفرمود :
« فردا پرچم را به دست مردى خواهم داد كه خدا و رسولش او را دوست مىدارند كه او اهل فرار از جنگ نيست ! » و گواه باش كه از رسولخدا صلى الله عليه و آله شنيدم ، دربارهء حسن مىگفت : « خداوندا من او را و دوستداران او را دوست مىدارم » .
مروان گفت : بهراستى تو از قول رسولخدا صلى الله عليه و آله حديث زياد نقل كردهاى ديگر آنچه بگويى ما از تو نمىشنويم ! كس ديگرى را بياور تا آنچه را كه تو مىگويى او بداند ( و او بگويد ) .
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى) — صفحة 591
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٥٩١