آنها را تعليم داده است ، و از اين جهت آنجا را براى ايشان ( بازماندگان شهداى جمل و صفّين از ياران على عليه السلام برگزيد كه پاكترين جايى بود كه مىشناخت .
از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است كه در تفسير آيه مباركه :
« وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ »
« 1 » فرمود : « بندهاى نمىتواند قدم از قدم بردارد مگر اينكه از چهار چيز مىپرسند : از جوانيش كه در چه راهى گذرانده است و از عمرش كه در چه راهى فانى كرده است و از مالش كه از كجا آورده و در چه راهى هزينه كرده است و از دوستى ما اهل بيت » .
در حالى كه حسن و حسين عليهما السلام پسران على عليه السلام بودند و از معاويه اموال را مىگرفتند ولى از آنها به قدر طعمهء مگسى براى خود و عيالاتشان صرف نمىكردند .
شيبةبن نعامه مىگويد : على بن الحسين عليهما السلام گرهگشاى مردم بود ، وقتى كه از دنيا رفت متوجه شدند كه چهارصد خانواده را در مدينه اداره مىكرد بدون اينكه كسى از مردم بر آن مطلع شود .
اگر كسى بگويد : ابن محمدبن اسحاق بن خزيمهء نيشابورى از قول عامر نقل كرده است مىگويد : حسن بن على عليهما السلام با معاويه صلح كرد بر اين اساس كه با هر كه او در صلح باشد ، صلح كند و با هر كه در جنگ باشد بجنگد ولى به عنوان اينكه او اميرالمؤمنين است با او بيعت نكرد !
مىگوييم : اين حديثى است كه آخر آن اوّلش را نقض مىكند ، زيرا كه او معاويه را بر خود ، امير نكرد و اميرالمؤمنين بودن او را نپذيرفت و چون امارت او را نپذيرفت پس فرمانبردارى از او در صورت فرمان دادن بر وى واجب و لازم نبود ، و آن را ماقبلًا نقل كرديم بدون اينكه با مسالمت با هر كه در صلح باشد و جنگ با كسى كه در ستيز باشد ،
هامش
( 1 ) - صافات / 24 : آنها را متوقّف سازيد چون بايد مورد بازپرسى قرار گيرند .