بجنگند ، كه خداوند خيانتكاران را دوست نمىدارد ، و اگر بر تو غالب گردند بند از بندت جدا سازند ، و درود بر كسى كه سپاسگزار نعمتها بوده و بر بيعت خود پايبند باشد و به اميد عاقبت براى خدا كار كند » . « 1 »
چون حسن عليه السلام ، عمار و قيس در كوفه پياده شدند درحالى كه نامه اميرالمؤمنين عليه السلام به همراه ايشان بود . امامحسن عليه السلام در ميان جمعيت به پا خاست و گفت :
« اى مردم ! از اميرالمؤمنين چيزى به همراه ماست كه عبارات آن شما را بس است و ما نزد شما آمدهايم تا از شما بخواهيم كه حركت كنيد ، چون شماييد جبههء ياران و سران عرب درحالى كه طلحه و زبير بيعتشان را شكسته و با عايشه خروج كردهاند با اين كه او از زنان است و زنان سست ارادهاند !
چنان كه خداى تعالى فرموده است :
« الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ »
« 2 »
به خدا سوگند بدانيد كه اگر شما او ( اميرالمؤمنين ) را يارى نكنيد به يقين خداوند او را بهوسيله مهاجران ، انصار و ساير مردم كمك خواهد كرد ، پس شما پروردگارتان را يارى كنيد تا او نيز شما را يارى كند ! » « 3 »
سپس عمار از جا برخاست و خطبهاى طولانى خواند سپس فرود آمد ، پس حسنبن على عليه السلام بالاى منبر رفت ، و پس از حمد و ثناى الهى
هامش
( 1 ) - كتاب الجمل : ص 131 .
( 2 ) - نساء / 34 : مردان سرپرست و نگهبان زنانند .
( 3 ) - كتاب الجمل : ص 132 .