خداى تعالى بر او تبريك گفت ، سپس عرض كرد : چون على عليه السلام نسبت به شما به منزلهء هارون نسبت به موسى است ، پس نوزاد را به نام پسر هارون نامگذارى كن !
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : نام او چه بود ؟
عرض كرد : شُبير .
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : زبان من عربى است !
عرض كرد : او را حسين بنام ! از اين رو حسين نام گذارد . « 1 »
2 - و نيز از عبداللَّه بن عبّاس نقل كرده ، مىگويد : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : فاطمه ! نام حسن و حسين به دليل كرامت ايشان نزد خداى تعالى همان شبّر و شبير نام پسران هارون است . « 2 »
3 - به نقل از جابر مىگويد : فاطمه عليها السلام بر حسن عليه السلام حامله شد و او را به دنيا آورد ، و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به ايشان دستور داده بود كه نوزاد را در پارچهء سفيدى بپيچند ، و آنها در پارچهء زردى پيچيدند . و فاطمه عليها السلام به على عليه السلام گفت : يا على ! او را نام بگذار ! فرمود : من در نامگذارى او به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سبقت نمىگيرم .
پس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمد و او را گرفت و بوسيد و زبانش را در دهان وى نهاد ، و حسن عليه السلام شروع كرد به مكيدن آن ، سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به ايشان فرمود : آيا من به شما نگفته بودم كه او را به پارچهء زرد نپيچيد ! آنگاه پارچهء سفيدى خواست ، پس او را در آن پارچه پيچيد و پارچهء زرد را دور انداخت و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه فرمود .
هامش
( 1 ) - امالى صدوق : ص 82 .
( 2 ) - علل الشرّايع : 1 / 131 .