اين حديث را گروهى از صحابه نقل كردهاند .
6 - ابن عبد ربّه مىگويد : در حديثى آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بر دخترش فاطمه وارد شد ، حسن را كه هنوز كودكى بود ديد در مقابل فاطمه عليها السلام بازى مىكند ، به فاطمه فرمود : « خداى تعالى به زودى به دست اين پسرت بين دو گروه بزرگ از مسلمانان را اصلاح مىكند » . « 1 »
7 - حافظ ابن عساكر از جابر نقل كرده ، مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء حسن عليه السلام فرمود : « اين پسرم آقاست و بايد خداوند به دست او بين دو گروه بزرگ از مسلمانان را صلح دهد » . « 2 »
8 - محمد بن اسماعيل بخارى از ابو موسى نقل كرده ، مىگويد : از حسن شنيدم كه مىگفت : به خدا سوگند كه حسن بن على با سپاهيانى همانند كوهها به استقبال سپاه معاويه رفت ، عمروبن عاص گفت : من سپاهيانى مىبينم كه آمدهاند تا حريفان را از پا در آورند ! معاويه گفت :
( به خدا سوگند كه او از اين دو مرد ، بهترين بود ) « 3 » اى عمرو ! اگر اين گروه آن گروه را بكشد و آن گروه اين گروه را بكشد ، چه كسى براى من مىماند تا كارهاى مردم را انجام دهد ، چه كسى سرپرستى زنها و ادارهء امور و صنعت و مشاغل آنها را به عهده مىگيرد ؟ !
پس دو مرد از قريش از اولاد عبد شمس ؛ عبدالرحمان بن سمره و
هامش
( 1 ) - عقد الفريد : 2 / 67 .
( 2 ) 2 - شرح حال امام حسن : ص 125 .
( 3 ) - ظاهراً منظور بخارى آن است كه معاويه از عمرو بن عاص بهتر بود ، چه آنكه اينخبيثترين فرد ، جز به منافع شخصى ( با هر فضاحت حتى با كشف عورت ) نمىانديشيد ! اگر چه ضرب المثل فارسى هر دو را از يك سنخ و برادر هم مىداند ! - م .