فرمود : آنها چيستند ؟
عرض كرد : جوانمردى ، بخشندگى و دلاورى .
امام عليه السلام فرمود : « اما جوانمردى ، عبارت است از سرو سامان دادن شخص به امر دينى خود و بهرهگيرى خوب از مال و ثروت ، خويشتن دارى ، اظهار سلام و محبّت به مردم .
و اما بخشندگى و كرم ، دادن چيزى است پيش از درخواست و نيكى كردن بدون چشمداشت و غذا دادن بجا و به موقع .
و بالاخره دلاورى عبارت از دفاع از همسايه و جانبدارى در وقت گرفتارى و استقامت و پايدارى در برابر سختيهاست . « 1 »
84 - از معاويه نقل كرده ، مىگويد : كسى پيش من سخن نگفت كه من به حرف زدن او علاقهمندتر باشم تا سكوت او همچون حسن بن على ، و من جز يك مرتبه هرگز از او ناسزا نشنيدم ، چون بين حسن بن على و عمروبن عثمان بن عفّان در مورد زمينى اختلاف و خصومتى بود ، از حسن بن على كارى سر زد كه عمرو را خوش نيامد ، حسن عليه السلام فرمود : « او را نزد ما كارى نيست مگر بر خلاف ميلش ! » اين بدترين ناسزايى بود كه تنها در اين مورد از او شنيدم !
روزى معاويه از آن حضرت پرسيد : در عهد سلطنت ما چه چيزى بر ما واجب است ؟
فرمود : آن چيزى كه سليمان بن داوود فرمود !
معاويه پرسيد : سليمان چه گفت ؟
فرمود : سليمان به يكى از يارانش گفت : آيا مىدانى كه بر پادشاه در سلطنتش چه چيزى واجب است ، و چه چيزى به او زيان نمىرساند ؟ !
در صورتى كه در برابر مخالفانش احسان كند ، و از خدا در پنهان و
هامش
( 1 ) - تاريخ يعقوبى : 2 / 214 .