كسى در شب از پادشاهان دنيا بترسد ، از رختخواب دور مىشود و از خواب كناره مىگيرد و از بعضى خوردنىها و نوشيدنىها خوددارى مىكند و اين از ترس پادشاه دنيايى است ، پس واى بر تو اى آدميزاد ! چنين كسى از ترس غلبهء شبانه و مؤاخذهء دردناك پروردگار عزيز و مقتدر نسبت به نافرمانان و گناهكاران همراه با هجوم مرگ در شب و روز چه بايد بكند ؟
اين گرفتارى و مؤاخذهاى است كه راه نجات و گريزگاه و پناهگاهى براى آن جز خود او وجود ندارد ، پس اى مؤمنان ! از اين شبيخون بترسيد ، آن گونه كه اهل يقين و تقوا مىترسند كه خداوند فرمود : « اين مقام از آن كسى است كه از مقام من و از وعدهء عذاب مىترسد . »
3764 . از پيامبر - صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم - نقل شده است : « خداوند روز قيامت بندهاى را سرزنش مىكند و مىفرمايد : بندهء من ، ترسيدى و از من نترسيدى ! آيا خجالت نمىكشى ؟
پس بنده از حيا و خجالت خدا ، سرافكنده است . » « 1 »
بيان
با تدبر در اين مطالب و بخش قبلى حديث ، معلوم مىشود ، همانطور كه كمال بنده در مشتاق بودن به ثواب پروردگار است ، در ترس از عذاب او نيز هست ، در واقع بنده در ادعاى محبت صادق نيست ، مگر اينكه هم اميدوار و هم ترسان باشد و بندهاى كه اين دو كمال را ندارد ، شايسته نام بنده نيست تا چه رسد به آنكه محبّ باشد .
هامش
( 1 ) . نيز ، ر . ك : بخش 106 ، 164 ، 228 و 240 .