اين مطالب تماماً در مورد انعزال ، رهبانيت ، خلوت و انفراد ظاهرى است ؛ امّا ازنظر باطنى و معنوى به اينكه دل از هر چه غير خدا اعراض كند و گوشهگيرى نمايد - در تمام لحظات شب و روز و از طرف تمام پيامبران ، اولياء - عليهمالسّلام - ، صالحان و بلكه براى تمام مردم - اگر برايشان ممكن باشد پسنديده است .
نكته
اما صورت ظاهرى اين امور براى پيامبران ، جانشينان آنها - عليهمالسّلام - و شايستگانى كه از وسوسه نفس و شيطان رهايى يافته و به كمالى رسيدهاند كه با
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
خطاب شدهاند .
نيز ظاهراً پسنديده است ، البته نه براى تكميل نفوس آنها بلكه براى صفا و خالص شدن مشاهداتشان - چنانكه انعزال چهل شبانهروزى حضرت موسى - عليهالسّلام - به همين مقصود صورت گرفت - ، زيرا آنان هم ، ظاهراً و بر حسب خلقت به عالم خاكى مبتلا هستند و همين موجب تأثر و نقش پذيرى از چيزهايى است كه با آنها روبرو مىشوند و به آنها انس مىگيرند .
آنچه در مورد پيامبر - عليهالسّلام - وارد شده كه بعد از برخاستن از هر مجلسى - هر چند كوتاه - بيست و پنج مرتبه استغفار مىفرمود و يا در هر روز هفتاد مرتبه استغفار مىفرمود يا اينكه فرمود : « دلم پريشان مىشود و در هر روز هفتاد بار يا صد بار استغفار مىكنم . » گواه درستى اين مطالب است .