نظر دين اسلام على الظاهر و اجمالًا بعضى اوقات پسنديده است ، امّا هيچ دليلى بر اينكه به طور كلى و هميشه و همه جا پسنديده باشد ، وجود نداشته ؛ بلكه دلايل موجود در قرآن و سنت بر خلاف آن است .
علاوه بر اين ، انسان موجودى اجتماعى و در زندگى محتاج به جامعه است ، چنانكه خلقت مادى و نيازهاى او گواه اين مطلب است كه براى گوشهگيرى دائمى آفريده نشده است .
با اين بيان كوتاه ، چگونگى جمع بين دلايل مطلوب بودن و نامطلوب بودن تنهايى روشن مىشود ، بدين صورت كه دلايلى كه از آن نهى مىكنند ، در واقع از گوشهگيرى دائم نهى مىكنند و دلايلى كه به آن امر مىكنند ، بر گوشهگيرى در بعضى مواقع دلالت دارند .
واضح است كه اين كلمات هرچند در معنى وجه مشتركى دارند كه همان عدم آميزش با مردم است ؛ امّا بين انفراد و خلوت و عزلت از غير اهل اطاعت و رهبانيت فرقهايى وجود دارد . انفراد ( تنهايى ) دنبالهروى نكردن از مردم است ، در مواردى كه مخالف او هستند كه در اين حالت بنده ، در هر لحظه به تكليف خودش عمل مىكند . خلوت براى به دست آوردن اخلاص و فروتنى و متفرق نشدن هواس در عبادت پسنديده است . انعزال ( گوشهگيرى ) جز در رابطه با اهل غفلت و گناه نيست . امّا رهبانيّت ، ترك آن چيزى است كه خدا حلال فرموده است و به اين معنى رهبانيت در اسلام وجود ندارد و مقدارى از آنكه در اسلام پذيرفته است ، همان ترك زياده روى در استفاده از حلال است .
در تعدادى از آيات و رواياتى كه ذكر شد نيز دلايلى بر پسنديده بودن اجمالى اين امور وجود دارد .
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٨٩