2981 . در دعاى عرفه امام حسين عليهالسّلام - آمده است : « پروردگارا ! از گردش ايام ، تنوع آيات و دگرگونى احوال دانستم كه مقصودت اين است كه در همه حال و در وجود هر چيز تو را بشناسم و در هيچ چيز به تو جهل نداشته باشم . »
2982 . « چگونه با چيزى كه در اصل وجودش نيازمند به توست به تو استدلال شود ؟
آيا غير تو ظهورى از خود دارد كه تو نداشتهاى و او بخواهد تو را ظاهر كند ؟ كى غايب بودهاى تا نياز باشد دليلى بر وجود تو دلالت كند و كى دور بودهاى تا آثار و علائم بخواهد مرا به تو برساند ؟ كور است چشمى كه تو را مراقب خود نبيند . »
2983 . « پروردگارا ! به توجه به آثار امر فرمودى ، پس مرا با پوششى از انوار و هدايت روشن بينانه به خودت برگردان تا بدون اينكه به آثار توجهى داشته باشم ، از آنها به سوى تو بازگردم و توجه و همّتم را از آنها برگيرم ، همانا تو بر همه چيز توانايى . »
2984 . « به نور خودت مرا به سويت هدايت كن و با عبوديت راستين ، مرا در پيشگاه خود برپادار . »
2985 . « تو كسى هستى كه انوار خود را در دل دوستانت تاباندى تا تو را بشناسند و به يگانگى بپرستند و تو هستى كه بيگانه را از دلهاى دوستانت زدودى تا غير تو را دوست ندارند و به غير تو پناه نبرند ، آنگاه كه حوادث عالم آنها را به وحشت افكند ، تو تنها مونس آنها هستى و در آشكار شدن نشانههاى هدايت ، تو هدايتگر آنهايى . »
2986 . « تو خدايى هستى كه غير تو خدايى نيست ، به هر چيز خود را شناساندى و هيچ چيز نسبت به تو جاهل نيست و تو كسى هستى كه در هر چيز خود را به من شناساندى و تو را در هر چيز ظاهر يافتم و تو براى هر چيزى آشكارى . »
2987 . « اى آنكه در پس پردههاى عرش و عالم مخلوقات از ديدهها پنهان است ، اى كه در كمال روشنىاش ظهور يافته و عظمتش عالم را فراگرفته ! چگونه پنهان باشى در حالى كه آشكارى يا چگونه غايب باشى در حالى كه مراقب و
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 121
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٢١