فصل بيست و ششم
« اى احمد ! آيا مىدانى عيش گوارا و زندگى جاودانى چيست ؟ پيامبر عرض كرد : نه ! خداوندا نمىدانم . خداوند فرمود : عيش گوارا آن است كه صاحب آن ، هيچگاه از ياد من خسته نشود و نعمت مرا فراموش نكند . از من غافل و بىخبر نشود . به حق من جاهل نباشد و شب و روزش در پى خشنودى من به سرآيد . امّا زندگى جاودان ، از آن كسى است كه براى نفس خويش تلاش مىكند تا جايى كه دنيا برايش خوار و در چشمش خُرد و آخرت در نزدش بزرگ گردد و خواست مرا بر خواسته خود برگزيند و در پى رضايت و خشنودى من باشد و آنگونه كه بايد و شايد مرا عظيم و بزرگ بشمارد و همواره آگاهى من به خودش را در ياد داشته باشد و شب و روز و هنگام پيشآمد بدىها و گناهان ، مرا مراقب باشد و قلبش از هر چه كه من ناخوش دارم پاك شود و شيطان و وسوسههايش را دشمن دارد و براى او هيچ راه نفوذ و تسلّطى بر دلش ، باقى نگذارد . هنگامى كه بنده چنين كند قلبش را با محبّت خويش آرامش بخشم تا اينكه آن را يكباره از آن خود گردانم و آسودگى ، گرفتارى و تلاشش را همه از خود سازم و سخنش را بر بازگويى نعمتهايى كه بر اهل محبّت مخصوص گردانيدم ، باز كنم و ديدهء قلبش و شنوايىاش را بگشايم تا با دلش از ناحيهء من به همه چيز شنوا گردد و با ديدهء دل به جلال و عظمت من بنگرد . دنيا را بر او تنگ كنم و لذّات و خوشىهاى دنيا را در نظرش مبغوض و ناپسند قرار دهم و او را از دنيا و آنچه در آن است بر حذر دارم ؛ همانگونه كه چوپان ، گوسفندانش را از چراگاههاى مرگبار بر حذر مىدارد .
وقتى چنين شد ، از مردم به شدّت مىگريزد و از سراى فانى به سراى جاويد سير مىكند و از خانهء شيطان به خانهء رحمان منتقل مىشود . »
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 331
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٣١