تو بر اعمالمان تكيه نمىكنيم ، بلكه به فضلى كه تو بر ما دارى اميد داريم ؛ زيرا تو اهل تقوا و مغفرت هستى . »
2454 . نيز در همان دعاست : « من چه هستم اى آقاى من و منزلت من چيست ؟ آقاى من ! مرا به فضلت ببخش و به عفو خود بر من ترحم نما و با عيب پوشانى خود مرا بزرگ دار و به بزرگوارى الهى خودت از تنبيه من درگذر . »
2455 . نيز در همان دعاست : « مولاى من ! دلم به ياد تو زنده است و با راز و نياز با تو ، درد وحشت خود را خنكا مىبخشم . »
بيان
اين جملات حديث كه از قول روح بيان شده است ، به اعتبار ايّامى است كه به بدن مادّى تعلّق دارد و سپاسگزارى او از خداوند متعال ، به خاطر بزرگداشت آن بعد از وابستگى به عالم ماده است و اينكه او را خوار نساخته ، يارى كرده و درهم نشكسته است ، او را نيرو بخشيده و با ياد خود زنده داشته و به غفلت نميرانده و گناهش را پوشانده و رسوايش ننموده است . اين امور روشن است و نيازى به توضيح ندارد .
مفاد اين حديث دلالت دارد كه ارواح اولياى خدا قبل از اينكه از سراى فانى به عالم باقى منتقل شوند ، به فقر ذاتى خود متوجه بوده و در برابر خداوند سبحان شكسته و خاكسارند و بعد از كوچ از سراى فانى به عالم باقى ، آنچه را در اين عالم دنيا برايشان آشكار شده ، دقيقتر و كاملتر از اين عالم مىبينند ، چنانكه خداوند فرمود : « پس آن روز پرده از برابرت بر مىگيرم و ديدگانت تيزبين خواهد شد . »
امّا مقصود از ذكر اين روايات و آوردن ادعيه در توضيح آنها ، بيان زيبايى خاكسارى و ستايش خوارى و افتادگى در برابر خداوند سبحان و زشتى خودبينى و آثار آن است .
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 309
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٠٩