پروراندى ، من آن نادانم كه توأم آموختى ، من آن گمراهم كه توأم راه نمودى ، من آن فرومايهام كه توأم بركشيدى ، من آن ترسانم كه توأم امان دادى ، من آن گرسنهام كه توأم سير كردى ، آن تشنهام كه توأم سيراب كردى ، آن برهنهام كه توأم پوشاندى ، آن بىچيزم كه توأم دارا نمودى ، آن ناتوانم كه توأم توانمند كردى ، آن سرافكنده خوارم كه توأم سرافرازى دادى ، آن بيمارم كه توأم شفا بخشيدى ، آن نيازمند خواهانم كه توأم بخشش دادى ، آن گنهكارم كه گناهم پوشاندى و آن خطاكارم كه از من درگذشتى و من ، آن كم ( ارزشى ) هستم كه بسيارم ( پر بهايم ) كردى و من ، آن به ضعف كشيده شدهام كه تو ياريم كردى و آن راندهام كه به درگاه پناه دادى ، پس تو را سپاس . من ، خداوندا ! آنم كه در نهان از تو حيا نكرد و در آشكارا تو را مواظب نبوده ، من صاحب بلاهاى بزرگم ، من همانم كه بر مولاى خويش گستاخى كرد و من آنم كه پروردگار بزرگ آسمانها را نافرمانى نمود . »
2451 . نيز در همان دعا آمده است : « آقاى من ! اگر مرا به حال خود واگذارى هلاك مىشوم ، پس اگر از لغزشم درنگذرى ، از چه كسى فريادرسى خواهم و اگر عنايت تو را در آرامش خويش از دست دهم ، به پيش كه ناله زنم ؟ اگر اندوهم را بر طرف نسازى ، به كه پناهنده شوم ؟ آقاى من ! من كه را دارم ؟ و اگر تو به من رحم ننمايى ، چه كسى به من ترحم مىكند و اگر بخشش تو را از دست دهم يا عنايتت در روز تنگدستى از دستم برود ، لطف چه كسى را اميدوار باشم ؟ »
2452 . در مناجات شعبانيه آمده است : « تو را به خودت سوگند مىدهم ، مرا به جايگاه فرمانبردارانت و قرارگاه شايسته مورد رضاى خويش برسانى . همانا من ، توان دفاعى در برابر خطرات و در جهت كمال نفس خود و توانايى سود رسانى به آن را ندارم . »
2453 . در دعاى ابوحمزه ثمالى آمده است : « عيب پوشى زيباى تو كجاست ؟ بخشش بزرگوارانهات كو ؟ نجات بخشى نزديك و فريادرسى زود هنگامت كو ؟ رحمت بىپايان و بخششهاى فزون از حدت كجاست ؟ دهشهاى خوش و پرورشهاى كريمانه ، فضل بيكران ، منت گذارى بزرگ ، احسان ديرينه و بذل و بخششت كجاست ؟ اى بزرگوار ! به خودت و به محمّد و آل محمد - عليهمالسّلام - كه مرا نجات بخش و به رحمت خود رهاييم ده . اى احسانبخش ، اى زيبا ساز ، اى نعمت بخش ، اى دهنده بيشمار ، در رهايى از عذاب
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 307
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٠٧