185
بزرگداشت ، يارى و زنده داشتن خداوند ، روح بنده را با ياد خودش و پوشاندننافرمانى او
« روح مىگويد : . . . چگونه به خود بنازم ، در حالى كه اگر تو بزرگم ندارى ، ذليلو خوارم و اگرتو ياريم نكنى ، شكست خوردهام و اگر تو قوّت و قدرتم ندهى ، ضعيف و ناتوانم و اگر تو با يادت زندهام ندارى ، مردهاى بيش نيستم . و اگر پردهپوشى تو نبود ، اولين بارى كه به گناه آلوده شدم رسوا مىگشتم . »
حديث
2445 . امام صادق - عليهالسّلام - مىفرمايد : « خداوند مىداند گناه براى مؤمن از عجب بهتر است و اگر چنين نبود ، مؤمن هرگز به گناه آلوده نمىشد . »
2446 . از امام صادق - عليهالسّلام - نقل شده است : « هر كس عجب و خودبينى به او راه پيدا كند ، هلاك شده است . »
2447 . على بن سويد مىگويد : از امام ابى الحسن عليهالسّلام - در مورد آن عجب و خودبينى كه عمل را خراب مىكند ، سؤال كردم . حضرت فرمود : « خودبينى ، درجاتى دارد : از آن جمله اين است كه عمل بد بنده را برايش با جلوهگرى نيكو نشان مىدهد ، پس از آن عمل خوشش مىآيد و گمان مىكند كار خوبى انجام داده است و از آن جمله اين است كه بنده به پروردگارش ايمان مىآورد و به واسطه ايمانش بر خداوند منت مىنهد ، در حالى كه به خاطر اين ايمان ، خداوند بر او منت دارد .
2448 . امام صادق - عليهالسّلام - از پيامبر - صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم - نقل مىفرمايد كه فرمود : « حضرت موسى - عليهالسّلام - نشسته بود كه ابليس ، در حالى كه جبّهاى رنگارنگ بر تن داشت ، به اونزديك شد و جبه را از تن درآورد ، به سمت موسىرفت و سلام كرد . موسى از او پرسيد : تو كيستى ؟ ابليس گفت : من ابليس هستم . حضرت موسى گفت : تو ابليسى ؟