امّا اينكه خداوند از زبان روح مىفرمايد : « از دنيا بىخبر بودم و از آغاز خلقتم تا هم اكنون از تو ترسانم . » ، بيانگر حال روح اين شخص در مقام تجرد و توجه به مقام ربوبى ، از ابتداى خلقت نورى تا خلقت خاكى است و اينكه روح ، به خاطر تجرّدش در تمام عوالم ، جز به عالم ربوبى توجه نداشته و به غير آن تعلقى ندارد . هر چند به ظاهر ، در عالم خاكى يا بخشى از آن ، به علت تعلقات مادى از عالم ربوبى غافل است . فلذا خداوند متعال سخن بنده را راست مىشمارد و مىفرمايد : « راست گفتى بندهء من . تو با جسدت در دنيا بودى و با روحت با من . » از اين مطالب چنين برمىآيد كه بندهاى كه طبق رضاى خداوند سبحان رفتار كرده است ، اگر از عالم خاكى منقطع شده و با روحش به عالم ربوبى متوجه شود ، به وضوح مىبيند اساساً از عالم ربوبى بىخبر نبوده است و از اين روست كه روحش مىگويد : « من از دنيا بىخبرم و از زمانى كه مرا آفريدى تا هم اكنون از تو بيمناكم . » ، و اين امر با اينكه روح ، ظاهراً در تمام عالم مادى يا بخشى از آن از عالم ربوبى غافل باشد ، منافاتى ندارد .
اين كلام خداوند كه فرمود : « تو تحت نظر و عنايت منى . » كنايه از مقام قرب است و نيز اينكه فرمود : « از من بطلب و آرزو كن تا به تو كرامت كنم . » كلامى سراسر لطف است كه اگر جز همين كلام ، چيزى ديگرى به آنها عنايت نمىشد ، حق بود كه بندگان براى شنيدن اين كلام ، طبق رضا و خشنودى او عمل كنند .
بعيد نيست كه با اين سخن كه فرمود : « اين بهشت من است ، در ميانه آن داخل شو . » به بهشت اسماء و صفاتى اشاره كرده باشد ؛ زيرا در آن بهشت است كه بحبوحه و ميانه دارد و آن جا كه فرمود : « اين جوار من است ، در آن آرام ياب . » ، به بهشت ذات اشاره فرموده باشد ؛ زيرا در آن بهشت است كه آرامش و اطمينان وجود دارد . خداوند به حقيقت حال آگاه است .
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 295
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٩٥