182
گفتگوى خداوند سبحان با روح بعد از بالا رفتن روح و استقرارش در كنار چشمهاى در عرش
« روح ، در كنار چشمهاى در جانب راست عرش پروردگارمىنشيند . از او سؤال مىشود : اى روح ، چگونه دنيا را پشت سر نهادى ؟ روح بنده مىگويد : خداى من ! مولاى من ، به عزت و جلال خودتسوگند كه من كمترين اعتنايى به دنيا نداشته و از آن بىخبر بودم ، ازهنگامى كه مرا آفريدى تا هم اكنون ، از تو ترسانم . آنگاه خداوندمىفرمايد : راست گفتى بندهء من ، جسمت در دنيا و روحت با من بود ، توتحت نظر و عنايت منى ، پيدا و پنهانت را مىدانم ، آنچه مىخواهى ازمن بطلب و آرزو كن تا به تو كرامت كنم ، اين بهشت من است ، در ميانهءآن جاى گير و اين جوار من است ، در آن آرام ياب . »
بيان
ممكن است نشستن و استقرار يافتن روح در اين كلام ، اشاره به نهايت نزديكى بنده متناسب با ظرفيتش به پروردگار داشته باشد و منظور از يمين و سمت راست ، به اعتبار تجليات جماليه و چشمه ، خود تجليات اسماء و صفات باشد و منظور از عرش - چنانكه سابقاً گذشت - تمام مخلوقات و مراتب نورى و برزخى و مادى آنها باشد ؛ امّا در اينجا خصوص انسان نورى كامل يعنى رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم - اراده شده باشد ، زيرا او اولين مخلوق و اولين مظهر تجلى اسماء و صفات خداوند متعال است .