و بهويژه براى پيامبر مكرم اسلام صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم - ثابت است و متون زيادى گواه همين مطلب است ، از جمله : اميرالمؤمنين على - عليهالسّلام - است كه فرمود : « من ، بندهء خداى بزرگ و خليفهء او براى بندگانش هستم ، ما را خدا نپنداريد ، ولى هرچه مىخواهيد در فضيلت ما بگوييد . با اين همه ، به نهايت فضايلى كه در ما هست ، نخواهيد رسيد . »
در دعاى ناحيه مقدسه امام زمان - عليهالسّلام - آمده است : « بين تو و ايشان فرقى نيست ، جز اينكه آنها بنده و آفريدهء تواند . گشايش و تنگنايشان به دست تو ، آغاز و انجامشان از آن توست . »
اما اين مقام ، مختص پيامبران و جانشينان آنان نبوده و بعد از ايشان ، پيروانشان نيز به قدر استعداد و تناسب سرشتشان ، از اين عنايات بهرهمند مىشوند ؛ زيرا طبق گواهى متون متعدد ، سرشت شيعيان از سرشت انبياء و اولياء ساخته و پرداخته شده است .
از مفهوم و منطوق اين بخش از حديث روشن مىشود ، تا بندگان به كمال و درجهء اعلاى انسانيت نرسيدهاند ، عقل ايشان ، آنها را به خير و شر و خوبى و بدى آشنا و هدايت مىكند و وقتى از راه عمل طبق رضاى خدا به اين رتبه دست يافتند ، عقل و ادراكشان يكسره در شناخت خداوند سبحان غوطهور است و او خود در جايگاه عقل ايشان به حكومت و قضاوت مىنشيند و جز خداوند سبحان كسى هدايتگر آنان نيست .
آنچه از ظواهر آيات بر مىآيد ، اين است كه خداوند اينان را خردمندان ( صاحبان لبّ ) - و نه صاحبان عقل - ناميده است ؛ زيرا اينان به لبّ و حقيقت امر رسيدهاند . « 1 »
هامش
( 1 ) . نيز ، ر . ك : بخش 127 .