آنگونه كه بايد و شايد مرا عظيم و بزرگ بشمارد و همواره آگاهى من به خودش را در ياد داشته باشد و شب و روز و هنگام پيشآمد بدىها و گناهان ، مرا مراقب باشد و قلبش از هر چه كه من ناخوش دارم پاك شود و شيطان و وسوسههايش را دشمن دارد و براى او هيچ راه نفوذ و تسلّطى بر دلش ، باقى نگذارد . هنگامى كه بنده چنين كند قلبش را با محبّت خويش آرامش بخشم تا اينكه آن را يكباره از آن خود گردانم و آسودگى ، گرفتارى و تلاشش را همه از خود سازم و سخنش را بر بازگويى نعمتهايى كه بر اهل محبّت مخصوص گردانيدم ، باز كنم و ديدهء قلبش و شنوايىاش را بگشايم تا با دلش از ناحيهء من به همه چيز شنوا گردد و با ديدهء دل به جلال و عظمت من بنگرد . »
بيان
از اطلاق اين بخش حديث ، چند احتمال در مورد شنوايى و بينايى دل بندهء دوستدار پروردگار قابل تصور است :
اول : نسبت به كلام خداوند متعال و مشاهدهء جمال و كمال او ، شنوا و بينا باشد .
دوم : با حكمتى كه خداوند به او عطا فرموده است ، در تمام امور ، شنوا و بينا باشد .
سوم : نسبت به امور اخروى ، شنوا و بينا باشد ، مثل ديدن حساب در محشر و مشاهدهء اهل بهشت و جهنم ، چنانكه براى حارثة بن مالك بن نعمان انصارى ميسّر شد .
چهارم : مقصود ، همان عنايتى باشد كه در حديث قرب نوافل آمده است كه فرمود :
« من گوش شنوا و چشم بيناى او مىشوم . »
البته وجود احتمالات ديگر نيز غير ممكن نيست ، چون از يك نظر مىتوان گفت : بر هر چيزى كه عنايت خاص الهى شامل آن شود ، صادق است و از همين رو در توضيح آن ، آيات و روايات و ادعيهاى از خود حديث معراج كه مناسب اين معانى باشد ، ذكر گرديد .
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 197
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٩٧