خواست خود دلباختهشان كردى و دلهايشان را به محبت خويش آويختى . »
2231 . در مناجات عارفين : « پروردگارا ! ما را از كسانى قرار ده كه . . . آتش و سوز محبت تو ، سراسر دلشان را فرا گرفته و به آشيان انديشه و تفكر پناه مىبرند و در گلستان قرب و كشف حقيقت به گردش مشغولند . »
2232 . در حديث معراج آمده است : « محبت من براى كسانى كه درراه منبايكديگر دوستى مىورزند ، حتمىاست . . . اينان ازنگاه منبه مخلوق مىنگرند . . . و دست نياز به سوى خلق دراز نمىكنند . . . بهرهمندى شان دردنيا ، ياد من و محبت من وخشنودى مناز ايشان است . »
2233 . « اى احمد ! به عزّت و جلالم سوگند ، هيچ بندهاى نيست كه چهار صفت را براى من تضمين كرده باشد ، مگر اينكه او را به بهشت برم : زبانش را بر بيهودهگويى بسته و جز بر سخن مفيد نگشايد ، دلش را از وسوسه و واردات شيطانى نگه دارد ، به توجه و آگاهى من بر خودش ، توجه دائمى داشته باشد . »
2234 . « اى احمد ! كاش شيرينىِ گرسنگى ، سكوتِ انديشمندانه و تنهايى و نتايج آنها را مىچشيدى ! پيامبر عرض كرد : پروردگارا ثمرهء گرسنگى چيست ؟ خداوند فرمود :
حكمت ، حفظ قلب ، تقرّب به من . »
2235 . در صفات اهل آخرت آمده است : « چشمانشان را خواب فرا مىگيرد امّا دلهايشان هرگز به خواب نرود . با چشمانى اشكبار ياد خدا را در دل زنده مىدارند ، آنگاه كه ناممردم درزمرهء بى خبران نوشته شود نام اينان در دفتر ذاكران و هشياران ثبت مىشود . »
2236 . نيز در صفات آنان : « هيچ چيز ، به قدر چشم بر هم زدنى ، آنان را از ياد خدا مشغول نمىكند . . . مردم نزد ايشان مردگانند و خداوند نزد آنها زندهء جاويد و كريم باقى است . . . دنيا و آخرت در نظرشان يكى است . . . در دلش توجه به مخلوق نمىيابم . به عزت و جلالم سوگند او را با حيات طيّبه زنده مىدارم ، تا اينكه به هنگام جدايى روح او از بدنش ، فرشته مأمور مرگ را بر او نمىگمارم و جز خودم كسى ، عهدهدار قبض روح او نيست و تمام درهاى آسمان را براى روحش بگشايم و تمام حجابهاى بين او و خودم را بردارم . . . همنشينى آنها با فرشتگانى است كه در اطرافشان در گردشند و راز و نيازشان با پروردگارشان است كه برتر از هر چيز و بر علم و قدرت آنها مسلّط است . »
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 193
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٩٣