« خدايا ، رجوع ديدهء بينندگان ، در نهايت به سوى توست . . . ارواح ايشان را به مقام قدس خويش نزديك كردهاى كه در نتيجه مجالست با اسم تو ، تو را در كمال متانت و سنگينى و تسليم در مقام رويارويى با تو برگزيدهاند . تو همچون يارى دلسوز به آنها رو كرده و چون رفيقى شنوا به ايشان گوش سپردهاى و چون دوستان ، خواهش ايشان را اجابت كرده و چون ياران يكدل با ايشان نجوا كردهاى ، پس مرا به جايگاهى كه ايشان بدان رسيدند ، برسان و از ياد خودم به ياد خودت منتقل كن و بين من و ملكوت عزت و اقتدار خود ، درى قرار مده ؛ مگر اينكه آن را گشوده باشى و هيچ مانعى از موانع غفلت باقى مگذار ، مگر اينكه آن را از هم دريده باشى تا روح من در نور عرشت مقيم شود و در برابر نور خويش براى او جايگاهى قرار داده باشى كه همانا تو بر هر چيزى قادر و توانايى . »
2169 . در مناجات شعبانيه آمده است : « خدايا ! مرا از كسانى قرار ده كه صدايشان زدهاى و به تو پاسخ گفتهاند و به ايشان نظر عنايت نمودهاى و در برابر جلال تو از خود بىخود شدهاند و با آنان در نهان نجوا كردهاى و آشكارا براى تو كار كردهاند . »
2170 . در دعاى عرفه حضرت سيدالشهدا - عليهالسّلام - آمده است : « خدايا ! تفكر و تأمل من در آثار تو ، مايه دورى از ديدار توست ، پس مرا به واسطهء خدمتى كه به توام برساند ، از اين تفرقه به سوى خودت جمع كن ، چگونه به سبب چيزى كه در اصل وجودش نيازمند به توست ، بر تو دليلى آورده شود ؟ آيا غير تو در عالم ، چيزى از خود ظهورى دارد كه از تو نباشد تا او بتواند با ظهورش ، نمايانگر تو باشد ؟ كى نهان بودهاى تا اينكه آثار ، وسيلهاى براى رسيدن به تو باشد ؟ كور است ديدهاى كه تو را ( نگهدار خويش ) نمىبيند و بندهاى كه از دوستى تو بهرهاى نبرده است ، معاملهاش يكسره زيان است . خدايا ! تو فرمودى كه ( براى معرفت تو ) به آثار تو مراجعه شود ، پس مرا به پوشش نور و راهيابى روشن بينانه متوجه كن تا از آن سو به سوى تو برگردم ، همانطور كه ( تا همين حدّ هم ) از همان راه به تو راه يافتم ، در حالى كه باطن را از توجه به آنها حفظ كردم و همت خود را از اعتماد به آنها برداشتم ، همانا تو بر هر چيز و هركار توانايى . . . خدايا ! تو كسى هستى كه انوار را در دلهاى اولياى خود تاباندى تا تو را شناختند و به يگانگى پرستيدند و تو كسى هستى
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 163
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٦٣