تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
نسبت به بنده و عامل اصلى اين محبت را عمل به رضاى او ، طبق دستورات قرآن و سنت و انجام تكاليف فردى و اجتماعى واجب و ديگر وظايف معرفى فرموده است و معلوم است كه قرآن و سنت ، جز به مسير فطرت ، به چيز ديگرى دعوت نمىنمايند . اگر بنده در اين مسير حركت كند ، حجاب‌ها و موانع غفلتى كه به سبب رويكرد به عالم مادى و خاكى و روى گرداندن تدريجى از فطرت توحيدى عارض وى شده است ، از ميان برداشته مىشوند تا بين او و فطرتش هيچ حجابى باقى نماند ، چنان كه در خلقت نور تمثلى آن‌ها ، هنگامى كه آن‌ها را بر نداى فطرت خودشان گواه گرفته‌اند ، حجابى وجود نداشته است : « و ايشان را بر فطرتشان گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم ! » گفتند : آرى ، ما گواهيم ! در ساير مراحل خلقت تمثّلى و برزخى هم همين گونه است و با برداشته شدن حجاب‌ها از فطرت بنده ، بين او و پروردگارش حجابى نمىماند و در اين حال با چشم دل ، محبت خداوند نسبت به خود و محبت خودش را نسبت به خدا مىيابد و آن را بىپرده مشاهده مىكند . امّا محبت مخلوق نسبت به اين بنده نيز از اين جهت كه خلايق بر فطرت آفريده شده‌اند و فطرتشان غير از فطرت او نيست ، ناگزير هم فطرت خويش و هم عمل بر طبق فطرت را دوست مىدارند - هر چند نسبت به آن آگاهى نداشته و به آن عمل نكنند - از همين رو ، بنده‌اى را هم كه بر فطرت آفريده شده و نسبت به آن در حجاب نيست و نيز اعمال او را كه بر طبق فطرت است ، دوست مىدارند . امّا چنين بنده‌اى ، هرگز محبت مخلوق را بر محبت خداوند متعال بر نمىگزيند ؛ زيرا او با چشم دل ، جز فطرت يگانه‌اى كه خداوند تمام مردم را بر آن آفريده است - كه آن همان توحيد و معرفت ذات حق است - چيزى نمىبيند . با اين وصف ، چگونه ممكن است محبت مخلوق را بر محبت خداوند سبحان برگزيند يا آن‌ها را به نحو استقلال و صرف نظر از ربط آن‌ها به ذات حق دوست بدارد ؟