و آن عبادت بردگان است و گروهى او را از سر شكر و سپاس مىپرستند و آن عبادت آزادگان است . » « 1 »
بيان
با توجه به تعبير حديث كه مىفرمايد : « جهل و نادانى در آن راه ندارد . » دو احتمال در معناى اين جهل وجود دارد : احتمال اول اينكه مقصود از جهل ، جهل به نعمت و اعطاى آن از ناحيه خداى متعال باشد و عامل پيدايش اين جهل اين است كه چون جريان امور ، على الظاهر از طريق اسباب است و بندگان خدا جز از راه اسباب به نعمتها دست نمىيابند ، خداوند سبحان را كه منعم اصلى است ، فراموش مىكنند و به تمام نعمتها به ديد استقلال مىنگرند و يا اصلًا بندگان ، به واسطهء طبع بشرى و اشتياق زياد به نعمتها ، وقتى به آنها رسيدند ، منعم را فراموش كرده و جز به زبان او را سپاس نمىگويند و به همين دليل است كه شكرشان با جهل آميخته است . امّا كسانى كه طبق رضاى خدا و براى خرسندى او عمل مىكنند ، خداوند شكر حقيقى نعمتها را به آنها عطا فرموده ، به طورى كه در برابر هر نعمتى بدون غفلت و فراموشى ، خداوند منعم را ياد مىكنند .
احتمال دوم ، جهل به دهندهء نعمت است ؛ بلاى بزرگى كه اكثر مردم و بلكه خواص آنان جز عدّه اندكى بدان مبتلا هستند . آنان همراه با نعمتها فعل ، صفت ، و اسماء خدا بلكه ذات او را نمىبينند و از اين رو سپاسگزارى آنها با جهل و نادانى همراه است و حق سپاس خدا را به جا نمىآورند ، امّا خداوند متعال به آنها كه در طريق رضا و خشنودى او عمل كنند ، معرفت خويش را عنايت مىفرمايد تا حق سپاس او را آن گونه بگذارند كه جهل و نادانى را در آن راه نباشد .
اين مطلبى است كه ايجاب مىكند خوانندهء گرامى ، در اين بخش از حديث و آيات و رواياتى كه درتوضيح آن ذكر شد ، دقت كافى مبذول دارد تا درستى سخن را دريابد .
هامش
( 1 ) . نيز ، ر . ك : بخش 42 و 82 .