مسكن و نظاير آنها به طور كلى مذموم و ناپسند نيست ؛ بلكه آنچه ناپسند است ، بهرهمندى به گونهاى است كه به هدف اصلى از آفرينش انسان صدمه بزند ، پس اگر بهرهورى از دنيا و نعمتهاى آن منجر به زمين ماندن امر سوم يا سبب غفلت و فراموشى از اين هدف و الا شود ، بايد به ميزان ضرورت بسنده نموده و از خوردن و پوشيدن زائد بر نياز خوددارى كرد .
به همين دليل است كه خداوند سبحان در اين بخش از حديث فقط افراط در شادى و كام جويى از خوراكىها را از ويژگى اهل دنيا ذكر فرموده است نه هر نوع شادى و سرور را ، در مورد ديگر بهرهوريهاى دنيوى غير از خوردن نيز چنين است .
در بعضى از فرازهاى ادعيه مانند : « و ( خدايا ! ) دنيا را وجههء همت و غم اصلى ما قرار نده . » و نيز : « خدايا ! از دنيايى كه مرا از آخرت بازدارد ، به تو پناه مىبرم . » چنين استفاده مىشود كه دنياى ناپسند ، دنيايى است كه بزرگترين هدف انسان و عمدهترين مايه همّ و غمّ او باشد يا او را از آخرت بازدارد و گرنه انسان تا وقتى در هيأت بشرى است به دنيا نيازمند است و لازم است بخشى از تلاش خود را براى دنيا و به دست آوردن آن صرف كند تا بتواند به زندگى ادامه دهد .
با دقت در اين توضيحات ، منظور بسيارى از بخشهاى اين حديث شريف و احاديث ديگرى كه بر ترك دنيا و ناپسندى آن تأكيد مىكنند روشن مىشود .
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 85
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٨٥