نيامد . . . راههاى طولانى فكر و انديشههاى ژرف ، در ملكوتش حيران و سرگردان شد . . . »
1612 . امام صادق - عليهالسّلام - فرمود : « در حالى كه اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - بر منبر كوفه سخن مىگفت ، مردى بپاخاست و گفت : يا اميرالمؤمنين ! پروردگارت را - تباركوتعالى - براى ما توصيف كن تا محبت و معرفت ما به او زياد شود . اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - خشمگين شد و مردم را براى جمع شدن در مسجد دعوت فرمود . مردم در مسجد جمع شدند تا جايى كه مسجد كاملًا پر شد ، پس امام در حالى كه رنگش عوض شده بود ، برخاست و فرمود : حمد و سپاس خدايى را كه منع از بخشش ، خزانهء او را زياد نمىكند . . . فرشتگان با وجود نزديكى به اريكهء عظمت و بزرگى او و شدت شيفتگى و از خود بىخودى شان به او و بزرگداشت جلال و عزت او و نزديكىشان به ملكوت پنهان او ، از امر پروردگار جز بر آن بخشى كه خود مطلعشان كرده تا آگاهى پيدا كنند ، ناتوان هستند و نسبتشان به ملكوت قدس و ذات پاك خدا ، در حد بسيار برترى است . »
بيان
براى تبيين معنا و حقيقت ملكوت ذكر چند مقدمه ، لازم و ضرورى است : اولًا : خلقت اشياء و وجودشان از خودشان نيست و از ديگرى است . ثانياً : موجودات ، آفرينندهاى دارند كه آنها را خلق و ايجاد كرده و او دانا و توانا و حكيم است . ثالثاً : خداوند متعال ، حتى يك لحظه جداى از مخلوقات و يا در كنار آنها نيست ، بلكه ذات و اسماء و صفات الهى از ازل تا ابد با موجودات و همراه آنهاست ، به گونهاى كه خلقت هر چيز و نيز ماندگارى و زندگى و تمام جهات و شؤون حياتش در دست قدرت او و اسماء و صفات اوست . با توجه به اين مقدمات ، معلوم مىشود كه تمام مخلوقات ، داراى دو جهت و صورت هستند : يكى جهت مُلكيه و ديگرى ملكوتيه . صورت مُلكيه همان صورتى است كه به وضوح و با چشم ظاهر آن را مىبينيم و حقيقت ملكوتيه همان حقيقتى است كه قوام و برقرارى صورت ملكيه به اوست و در حقيقت ، همان اسماء و صفات الهى است كه از ذات حضرت حق سبحان جدا نيست و جز با ديدهء دل و حقيقت ايمان ، قابل مشاهده نيست .
با اين بيان معنى لفظ « ملكوت » روشن شد . همين معنى در مورد دو لفظ « وجه » و
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 403
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٤٠٣