بيان
از اين بخش حديث معلوم مىشود ، نهايت اخلاص در عمل و شايستگى آن ، تأثير اساسى و تعيين كنندهاى در ايجاد زهد حقيقى دارد و به وجود آمدن بالاترين درجهء زهد فقط با اين اخلاص ميسّر است يعنى آنان كه به بالاترين درجه زهد رسيدهاند ، نه از ترس آتش و نه شوق بهشت ، بلكه به ملكوت و باطن آسمانها و زمين و خداوند خالق كه برتر از آسمانها و زمين است چشم دارند و مىدانند كه خداوند سبحان شايسته عبادت است .
آنچه خداوند سبحان در اين بخش از حديث ذكر فرموده است ، همان بالاترين درجه ايمان است و در قسمت بعدى كه فرمود : « اى احمد ! اين درجهء پيامبران و صدّيقان از امت تو و امتهاى ديگر و گروهى از شهدا ( گواهان بر اعمال ) است . » ، شاهد اين ادّعاست .
پوشيده نماند كه منظور ما از بيان اين آيات و روايات در ذيل بخشهاى آخر حديث ، اولًا تفسير و توضيح معنى آن است و ثانياً توجه دادن خوانندهء عزيز و كسانى كه قصد حركت در مسير فطرت و صراط عبوديت را دارند به عظمت و اهميت تلاش در اصلاح اعمال و خالص كردن آنها - حتى از شرك خفى و پنهان - است تا سالك ، از انجام كارهاى خود ، جز خداوند متعال قصد و غرض ديگرى نداشته باشد . آنها كه اهل عمل ( و مرد ميدان ) هستند ، اينگونه بايد عمل كنند . هدايت و توفيق فقط از آن خداست .
از آنجا كه در اين بخش از حديث لفظ « ملكوت » آمده است ، مطالبى پيرامون آن ذكر مىشود :
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 399
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٩٩