شبانگاه و در حالى كه خوابند ، خشم ما آنها را فراگيرد ؟ ، از اين رو ناله كنان بيدار ماندند و زارى كنان به نماز ايستادند ؛ گاه مىگريستند ، گاه تسبيح مىكردند ، در محرابشان اشك مىريختند و مىناليدند ، شب تيره را به قيام مىگذراندند و گريه مىكردند .
اى احنف ! كاش آنها را در شبها مىديدى كه چطور روى پا ايستاده ، پشتهاشان در ركوع دو تا ، در نماز قرآن تلاوت مىكردند ، ناله و ضجه و شيون و گريهشان به هوا برخاسته ، وقتى كه ضجه مىزدند ، مىپنداشتى كه آتش تا حلقومشان را فراگرفته و وقتى مىناليدند ، گمان مىكردى زنجيرها در گردنشان محكم شده است . . . »
115
رنگ پريدگى و زردى چهره به خاطر روزهء روز
« اى احمد چهرهء زاهدان از روزهء روز و . . . زرد است . »
حديث
1553 . از اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - نقل شده است : « چه بسا روزه دارى كه روزهاش جز تشنگى و گرسنگى چيزى نيست و چه بسا به نماز ايستادهاى كه قيامش جز بيدارماندن شب و تحمل رنج چيزى نمىباشد ، چه خوش است خواب و خوردن اشخاص فهيم و با كياست ! »
1554 . « روزه ، يكى از دو سلامتى است . »
1555 . « روزهء بدن ، خوددارى ارادى و اختيارى از غذا به دليل ترس از عذاب است . »