زهد و بىميلى به خوشىهاى اين دنياست . بدانيد كه زهد زاهد در اين دنيا - هر چه زهد بورزد - چيزى از آنچه خداوند برايش قسمت كرده ، كم نمىكند و حرص آدم حريص نسبت به مال و بهرهء دنيا - هر قدر هم حرص بورزد - چيزى به بهرهء دنياييش نمىافزايد ؛ پس مغبون و خسارت ديده كسى است كه از بهرهء آخرتى ، خود را محروم كند . »
1540 . امام زين العابدين - عليهالسّلام - فرمود : « دنيا پشت كرده و در حال رفتن است و آخرت روى آورده و در حال آمدن و نزديك شدن است و هر كدام اهل و فرزندانى دارند ، پس از فرزندان آخرت باشيد نه از فرزندان دنيا و نسبت به دنيا بىاعتنا و نسبت به آخرت مايل و مشتاق باشيد . بدانيد زاهدان در اين دنيا زمين را فرش ، خاك را بستر و آب را بهرهء خوش و مايهء لذت خويش قرار دادهاند و از دنيا به شدت بريدهاند . بدانيد هر كس مشتاق بهشت باشد ، بايد از خواهشها و شهوات ببرد و هر كس از آتش بترسد ، بايد به حرام پشت كند و هر كس در اين دنيا زهد ورزد ، مصائب و گرفتاريها برايش كوچك مىشود . . . »
1541 . امام صادق - عليهالسّلام - مىفرمايد : اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - براى موعظه يكى از يارانش به او نوشت : « تو را و خودم را به رعايت تقواى كسى كه نافرمانىاش جايز نيست و جز به او به كسى اميدى نيست و بىنيازى جز به واسطهء او حاصل نمىشود ، توصيه مىكنم . هر كس تقواى خدا را پيشه كرد ، عزت يافت ، بىنياز شد ، سير و سيرآب گشت وعقلش از اهل دنيا بالاتر رفت ، در حالى كه بدنش با آنهاست ، دل و عقلش آخرت را مشاهده مىكنند ، پس آنچه از حبّ دنيا در چشمش مىبيند ، با نور دلش خاموش مىكند ، حرامِ آن را آلوده مىبيند و از شبهات دورى مىكند و به خدا سوگند حلال پاك را هم مضرّ مىداند ؛ مگر آن لقمه نانى كه چارهاى نيست و بايد به وسيله آن كمر را راست نگه دارد و روى پا بايستد و لباسى كه با آن عورت را بپوشاند ، آن هم از زبرترين و نامرغوبترين جنس ، به آن چه به آن نياز حتمى دارد . به هيچ چيز اميد و اتّكايى ندارد و تنها اميد و اتكايش به خالق اشيا است . . . پس بر تخته تابوتشان و به گور تنگ و تاريكشان منتقل شدند ، در حالى كه فرزندان و بستگان ، آنها را تنها گذاشتند . پس با دلى كه از دنيا بريده و به سوى خدا بازگشته و عزم و ارادهاى بدون شكست و انقطاع ، به خدا پيوستند . خداوند ما و تو را بر فرمانبردارى خود يارى كرده و بر عمل به رضايش توفيق دهد . »
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 367
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٦٧